موسیقیشب.
و أنا أحبك أكثر مما تظن : ) - و من بیشتر از چیزی که فکر میکنی دوستت دارم : )
والله یعلم ، یحبّها أکثر من ضوء عینیه : )
- و خدا میداند ، او را بیشتر از نورِ چشمانش دوست دارد : )
موسیقیشب.
" + انقدر با خاطراتش خودتو آزار نده.. خندید. - آزار ؟ خاطراتش انقدر قشنگه که وقتی بهشون فکر میکنم
" روز تموم شد، خورشید از آدما خداحافظی کرد و جاشو داد به ماه ِکمجون و کم نور ِاون شب..
و اون.. تو تراس سوییت وایستاده بود، خیره به همون ماه کمنور..
میگن وقتی آدما میمیرن، روحشون یه ستاره میشه و میره تو آسمون.. ولی پس چرا اون هیچ ستارهای تو آسمون نمیدید ؟ ستارهش چیشده بود ؟ اون ستارهش رو ُمیخواست..
اون شب هوا سرد بود، گونههاش و دستاش یخ زده بودن، ولی نمیخواست بره داخل..
هوا سرد بود مثل سردی دستاش وقتی که برای آخرین بار دستشو گرفت ولی نمیدونست آخرین باره، هوا سرد بود، مثل ِقلبش که داشت یخ میزد، همون قلبی که همون روز زیر ِخروارها خاک دفن شد، همراه با تمام ِاحساساتش.. "
- از سری متنهای ِخونین .
موسیقیشب.
در دو چال ِگونهات دنیای ِمن جا میشود ؛ عاشق دنیای ِخویشم لحظهی ِخندیدنت : )
دوتا چاله کَندهای اینجا و آنجای ِلبت ،
لامروت من خودم لنگم ، دگر دامت چه بود ؟
موسیقیشب.
والله یعلم ، یحبّها أکثر من ضوء عینیه : ) - و خدا میداند ، او را بیشتر از نورِ چشمانش دوست دارد :
أنت كل ما أريد في العالم : )
- تو تمام ِآن چیزی هستی که من در دنیا میخواهم : )