چه بگویم از نگاهت ، کـه چنان مرا ربوده ؛
کـه نگاه هر که جـز تو ، بـه دلم اثر ندارد ..
نمیدانی خودت اما ، سرایت کردهای در من !
شبیه ِعطر ِجامانده درون ِعمق ِپیراهن : )
موسیقیشب.
هیچوقت ..
میدونی چیه ؟ من هنوز دلم برات تنگ میشه .
دلم میخواد باشی ، کنارم ..
همش فکر میکنم شاید یهروز یجایی از این شهر ببینمت .
شاید توام منو ببینی ، شاید بیام جلو یا شاید بیای جلو ، شاید احوال ِهمو بپرسیم ، شاید تو لبخند بزنی ..
شاید واسه یهلحظه هردومون گذشته رو یادمون بره ، شاید از صفر شروع کنیم ..
شاید شمارهتو بدی ، بگی بهم پیام بده ..
شاید من لبخند بزنم و وقتی دارم شمارهتو سیو میکنم یه قلب ِقرمز بزارم کنارش !
شاید مثل ِاون روز ، ازم بخوای بغلت کنم .
منم بغلت کنم ، سفت فشارت بدم بعد بگم " دلم برات تنگ شده بودا " .
شاید تو بگی منم ، شاید مثل ِهمون روز بعد از بغل کردنت گونهتو ببوسم .
شاید خداحافظی کنیم ، شاید تو بقیه مسیر هردومون لبخند داشته باشیم ..
شاید وقتی رفتم خونه هی به اسمت که تو گوشیم سیو شده نگاه کنم و لبخندم عمیقتر بشه .
شاید واسه پیام دادن بهت تردید داشته باشم و دستام از استرس یخ بزنه ولی ترسو کنار بذارم و بهت پیام بدم .
شاید دوباره شروع کنیم ، شاید ..
راستش .. من میگم شاید ولی تو بخون هیچوقت ، من و تو خوب میدونیم که دیگه هیچوقت هیچی مثل ِسابق نمیشه ..
هیچوقت ..
- نیوشآ / چهاردهم ِمهر ِچهارصدوسه .
موسیقیشب.
تاریکی به کام ، خوب بخوابین ! - شبی که بی تو بهسر شد شب بخیر نداشت ..
تاریکی به کام ، خوب بخوابین !
- شبت بخیر غمی که جهان ِمن بودی .
اگر چه دور ولی آسمان من بودی : ))
درس ِمنطق میدهم هر لحظه اين دل را ولی ؛
بازهم هر لحظه مردود ِنگاهت میشوم (( : .