موسیقیشب.
از امروز، مورخِ 1403/10/6 . * این نقاشی سرکلاس ادبیات کشیده شده، دوسش دارم =)
وقتی میبینمت دلم نمیخواد حرف بزنم، فقط میخوام گوش کنم ..
به صدات گوش کنم، به راه رفتنت گوش کنم، به ریزریزِ خندههات گوش کنم، به رنگ زردی که میپوشی گوش کنم، به چشمات گوش کنم ..
به موهایِ قشنگت، به راه رفتنت ..
تو دقیقا یه صدایی، صدایی که فقط گوشای من میشنونش .. فقط گوشایِ من!
- متروتهران / اپیزود اول، تئاترشهر.
موسیقیشب.
-
ولی ما بالاخره سبز میشیم، اینبار از بینِ خاکسترِ رویاهایِ سوخته و دودشده.
دوستان درد ِ بی درمون که شاخ و دم نداره ..
مثلا من از درد بی درمونم بگم براتون : مدرسه واقعا برای من محلی برای پس دادن تقاص گناهام شده ../
قضیه ازین قراره که ، دوتا گربه راه پیدا کردن ، هی تو حیاط ِ مدرسه از این ور به اون ور .. از این ور به اون ور .. هرچقدرم با جارو کتک میخورن آدم نمیشن و محل ِ حادثه رو ترک نمیکنن ..
حالا من پناه میبرم به اون سمت ِ حیاط .. میبینم عه ؟
کلاغ های گرامی انتظارمو میکشن ..
یعنی انقدر گنده و سیاهن که با دیدنشون از زندگی سیر میشم .. \
بعد تصور کنید بلاخره یه جا پیدا میکنم که از دست اینا در امان باشم ..
تازه میخوام بگم آخیش .
هنوز کاامل از دهنم در نیومده ؛
زنبور ها و مگس های محترم حملللله میکنن ..
بابا ولم کنید😭😭. مگه من چه گناهی کردم که از حیوانات میترسم خب💔..
خدایا الامان🧎🏻♀`
- ماجراهای دردهای بی درمانِ من .