☆بیت آزاد در مثلث برمودا☆
_
پشت آن همه نگاه چیز دیگری بود. نفرت نه ، عمیق تر از آن. مثل زمانی که لیوان از دستت میافتد و میخواهی بگیریاش، اما میشکند و تکه هایش پخش میشوند. بعد میبینی کسی که در همه چیز همانند تو بود، یک لیوان دیگر را میشکند.
اینجاست که میفهمی او فقط ادای تو را در میآورد. او تو را درک نمیکرد، ادای درک کردن را در میآورد.
اما از او متنفر نمیشی، باز هم جایی ته ته وجودت به فکرش هستی. تکه شیشه های لیوان خودت را جمع میکنی، اما مال او را نه. چون مال اوست، و تو بی اجازه به آن دست نمیزنی.
اما این ها بهانهات برای ادامه زندگی با آن بخش خراب دلت است. عادت میکنی، به خرابه ها عادت میکنی و وقتی کسی دوباره صدمهای میزند، جمعش نمیکنی.
پشت آن نگاه ها نفرت نبود، چیزی عمیق تر بود. بسیار عمیق تر...
#دلنوشته
به نظر میرسه قربانیان حمله انتشارات "امیر کبیر" به ۴۲ هزار تومان پول بی نوا بسیار بیشتر از آن چیزی که فکر میکردیم میباشد.
☆بیت آزاد در مثلث برمودا☆
به نظر میرسه قربانیان حمله انتشارات "امیر کبیر" به ۴۲ هزار تومان پول بی نوا بسیار بیشتر از آن چیزی ک
جدا هر کی رو که میبینم خریده. انگار فقط من نخریدم.(اگه میدونستم و میتونستم میخریدم)
دیدید بعضی شخصیت ها تو بعضی کتاب ها مثل یه سری شخصیت های دیگه تو فیلم/یه کتاب دیگه/واقعیتن؟
☆بیت آزاد در مثلث برمودا☆
_مرگ پشت دروازهها_
لطفا جلد ۴ را به من هدیه بدهید🚶♂️😧
☆بیت آزاد در مثلث برمودا☆
لطفا جلد ۴ را به من هدیه بدهید🚶♂️😧
این جلد نباید اینطوری تموم میشد😭.
هدایت شده از شماره "۱"
اینم دوتا فنآرت تقدیم به اون آدمای بامرامی که به خاطر من رفتن شهر خرس رو خوندن✨
و الانم میخوان دو جلد بعدی رو بخونن، مگه نه؟🎀🔪