هدایت شده از "Руби Картины тёти"
روز اول گفتن چرتوپرتایی که درباره هانائه به یادم میوفته(این صدمین باره که هی اینو میگم.)
وقتی کاتسوکی به هانائه اعتراف میکنه هانائه یهو میزنه زیر گریه اونم شدید ولی خودشم نمیدونه چرا(اگه یادتون باشه گفتم که تو فایت سرش ضربه بدی میخوره و گذشتشو یعنی فقط بچگیشو فراموش میکنه) بعدش کاتسوکی هم شوکه میشه ولی همینجوری سکوت میکنه و هانائه رو بغل میکنه تا وقتی که گریش تموم بشه
حالا میگید چرا داره گریه میکنه؟ چون خب، از کسی که تاحالا محبت پدری رو تجربه نکرده چه انتظاری میشه داشت؟
و حتی یه بارم تو گذشته موقع خلوت کردن تو بالکن و نگاه کردن به ستاره ها با خودش میگه که: یه روزی میرسه که منم عشق و محبت واقعیو تجربه کنم؟
https://eitaa.com/bloxssom_fall/3198 اره اره میفهمم اون ایده پودرکریستالی برای این بود که اگه محدودیتی داره برای ساختش(مثلا زیاد بسازه خسته میشه) بتونه از اونا استفاده کنه
-
تخ