𝗐𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝖾𝖽 𝗌𝗄𝖾𝗍𝖼𝗁²
یروزی هانائه که داشت راه میرفت یهو کنارش یدونه پارک دید کاتسوکی با ایزوکو اونجا بود که داشتن بازی م
وای تروخدا اینجارو نخونید خیلی کرینجه
𝗐𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝖾𝖽 𝗌𝗄𝖾𝗍𝖼𝗁²
خیلی دلم میخواد اوسی مای هیرو بسازم ولی کلا ۷ قسمت دیدم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
بعد حالا من اینجوریم که باید کل سریالو تموم کنم بعد برم واسش اوسی بسازم و اینا😭
𝗐𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝖾𝖽 𝗌𝗄𝖾𝗍𝖼𝗁²
بعد حالا من اینجوریم که باید کل سریالو تموم کنم بعد برم واسش اوسی بسازم و اینا😭
بعد میخوام بسازم یادم میاد نمیتونم آرت استایل کس دیگه ایو بکشم
هانائه وقتی باباش بیرونش انداخت فامیلی نداشت پیشش بره؟مثلا فامیلای مادرش نمیتونستن قبولش کنن؟یا تلاش کرده و ردش کردن بره؟
-
نه
اوناهم مثل باباش ازش متنفر بودن
این خوناشام ها بدجور از انسان ها تنفر داشتن و دارن
تنها کسی که دوستش داشت مادرش بود ولی
همون مادرشم یکمی از نیمه خوناشام بودنش ناامید شده بود
هرچند مهربون بودن مامانشو نبینید چون اونم به انسانا رحم نمیکرد
فقط هانائه چون بچش بود زیاد سخت نمیگرفت
𝗐𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝖾𝖽 𝗌𝗄𝖾𝗍𝖼𝗁²
بعد حالا من اینجوریم که باید کل سریالو تموم کنم بعد برم واسش اوسی بسازم و اینا😭
راستش واقعا هم باید تا اخر ببینی و اطلاعات داشته باشی
𝗐𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝖾𝖽 𝗌𝗄𝖾𝗍𝖼𝗁²
هانائه وقتی باباش بیرونش انداخت فامیلی نداشت پیشش بره؟مثلا فامیلای مادرش نمیتونستن قبولش کنن؟یا تلاش
خدا نده از این خانواده ها الهی آمین