.
خندهات طرح لطیفی است که دیدن دارد
نازِ معشوق دلآزار خریدن دارد
فارغ از گلّه و گرگ است شبانی عاشق
چشم سبز تو چه دشتی است! دویدن دارد
شاخهای از سر دیوار به بیرون جسته
بوسهات میوهی سرخی است که چیدن دارد
عشق بودی وَ به اندیشه سرایت کردی
قلب با دیدن تو شور تپیدن دارد
وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن
عاشقی بیسر و پا عزم رسیدن دارد
عمق تو درّهی ژرفی است، مرا میخواند
کسی از بین خودم قصد پریدن دارد
- کاظم بهمنی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
آدم از یک جایی به بعد دیگر خودش را به در و دیوار نمیکوبد، از هرچه هست و نیست شاکی نمیشود، از آدمها فاصله نمیگیرد، از هیچ کس دیگر متنفر نمیشود.
دیگر گریه نمیکند، غصه نمیخورد، از حرف کسی نمیرنجد.
دیگر شعر نمیخواند، موسیقی گوش نمیدهد، به کسی زنگ نمیزند، کسی هم به او زنگ نمیزند.
دیگر صدایی، اتفاقی، بوی عطری، اسمی، زنگ تلفنی، نامهای، خاطرهای، حرفی، رنگ پیراهنی حواسش را پرت نمیکند.
آدم از یک جایی به بعد دیگر منتظر نمیماند، دیگر عجله نمیکند، دیگر حوصلهاش سر نمیرود، دیگر بیقرار نمیشود...
میدانی؟
آدم از یک جایی به بعد فقط تماشا میکند!
–بعد از ابر–
#برشی_از_کتاب
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
من فکر میکردم وقتی سرطان گرفتم همه باید زندگیشونو ول کنن و فقط به فکر من باشن چون من قراره بمیرم ولی فهمیدم ادما باید زندگیشونو بکنن و اگر خواستن و دوست داشتن برای منم وقت بذارن.
–جهان با من برقص–
#دیالوگ_فیلم
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
نَفسِـی عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحبُوسَةٌ
یا لَیتَــهَا خَرَجَـت مَـعَ الزَّفَـرَاتِي
لَا خَیرَ بَعـدَكَ فِی الحَیـاةِ وَ إِنَّمَا
أَبكِی مَخَـافَةَ أَن تَطُولَ حَیاتِي
جان من با نالههاى خود حبس شده
اى كاش جان من با نالههایم خارج مىشد.
بعد از تو خیرى در زندگانى نخواهد بود،
گریه میکنم از اینکه مبادا بعد از تو زیاد زندگی کنم.
- بحارالانوار جلد43 صفحه213
•عاشقانههای امیرالمؤمنین درفراق حضرتزهرا•
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
عشق، این شعله که بر دار و ندارم افتاد
گرهای بود که بر رشتهی کارم افتاد
جانم از راه گلو داشت میامد بالا
آنچنان سخت که یکباره فشارم افتاد
آخرین نامهات از دست من آنجایی که
گفته بودی که تو را دوست ندارم افتاد
چه بگویم به چه طرزی دل و جانم میسوخت
عشق، این شعله که بر دار و ندارم افتاد
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉