شـب آبی
#بیکلام 🎧🎶
حس عجیبی داره؛ شاید بشه گفت یه جورایی مثل سقوط آزاده ولی سنگینش.
چشمامو باز نگه داشتم. تلالو نور از بین موجهای زیر آب واقعا تماشایی بود.
حبابها! حبابها دستامو نوازش میکردن و به سطح آب میرفتن، جوری که انگار میخواستن بقیه رو برای نجات من خبر کنن.
اون لحظه همه چیز از همیشهی خودش قشنگتر بود!
شاید باورت نشه، بعد مدتها چهرهتو دوباره دیدم که بهم لبخند زدی؛ صداتو شنیدم که بهم میگفتی: "دوست دارم شاد زندگی کنی."
واقعا همیشه همینو میخواستی؟!
هرچی که بود اون لحظه منو وادار کرد گرهی طنابی که یک سرش رو به سنگ و سر دیگهشو به پاهام بسته بودم باز کنم.
هنوزم نمیتونم دقیق بگم چهطور تصمیم به انجامش گرفتم و چی باعث شد ادامهش ندم اما مطمئنم تو توی اول و آخرش نقش پررنگی داشتی. بگذریم...
یادمه گل مریم دوست داشتی...
#آیهان_نویس
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
انقدر دوست دارم که اومدم اینجا تا بهت بگم ته این راه میرسی به چاه.
و انقدر دوست دارم که بعدش بهت بگم تا ته همین چاه باهاتم.
–گناه فرشته–
#دیالوگ_فیلم
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟
تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟
دیری ست که دارم سر راه نگهی را
صیدی سر تیر آمده، صیّاد کجایی؟
بیرون وجود، امن و امان عجبی بود
هستی رهِ ما زد، عدم آباد کجایی؟
کو همنفسی، تا نفسی شاد برآرم؟
مجنون تو کجا رفتی و فرهاد کجایی؟
دیری ست که رفتیّ و ندارم خبر از تو
بازآ، دل آواره، خوشت باد، کجایی؟
ای ناوک تأثیر که کردی سفر از دل
می خواست تو را ناله به امداد کجایی؟
با آنکه نیاوردی، یک بار ز ما یاد
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟
رسوای جهان می کندم، هند جگرخوار
غم پرده در افتاده، دل شاد، کجایی؟
می خواستی آزرده ببینی دل ما را
اکنون که غمت داد ستم داد، کجایی؟
هم دوشی آن سروقد، اندیشهٔ دوری ست
شرمی بکن، ای جلوهٔ شمشاد کجایی؟
در عشق به یک جلوه، حزین کار تمام است
من برق به خرمن زدم، ای باد کجایی؟
- حزین لاهیجی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉