eitaa logo
روابط عمومی انتظامی بجنورد
657 دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
6.7هزار ویدیو
145 فایل
💠﷽💠 🇮🇷كونوا قَوّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ🇮🇷 👈کانال روابط عمومی انتظامی بجنورد 👈مرجع رسمی اخبار انتظامی، پلیسی و اجتماعی 👈ارتباط با ادمین: @As_bujnord 🤲 الهی! ما را آن ده، که آن به!
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️ رمان 💠 پس از صبح دوباره در چادر درمانی مستقر شدیم و دست خودم نبود که با معاینه هر بیمار ، کاسه دلم از غم ترک می‌خورد و تلاش می‌کردم با خوش‌زبانی و مهربانی، لکه گناه نکرده را از دامنم بشویم مبادا گمان کنند به نیت شومی به آمده‌ایم. هر چه آفتاب بلندتر می‌شد، هوای زیر چادر بیشتر می‌گرفت و باز کارمان راحت‌تر از مردانی بود که به هجوم آب رفته و با کیسه‌های شن و گِل و لودر تلاش می‌کردند مانع پیشروی آب شوند. 💠 نورالهدی به هر بهانه‌ای شده، مرتب به دیدن ابوزینب می‌رفت و هر بار با شور و هیجان گزارش می‌داد که جوانان در کنار جوانان ، مردانه مقابل آب ایستاده و راه سیل را سد کرده‌اند. نزدیک ظهر شده بود، دیگر آفتاب درست در مغز چادر می‌خورد و نفسم را گرفته بود که صدای مردی از پشت چادر بلند شد. 💠 نورالهدی برای گرفتن از چادر بیرون رفته و باید خودم پاسخ می‌دادم که روسری‌ام را مرتب کردم، دکمه پایین روپوش سفیدم را که باز شده بود، بستم و از چادر بیرون رفتم. مرد جوانی از نیروهای ایران کودکی دو ساله را در آغوشش گرفته و تا چشمش به من افتاد، سراسیمه خواهش کرد :«میشه یه نگاه به این بچه بکنید؟ تب داره! مادرش مریضه، نتونست بیاد، من اوردمش!» 💠 به نظرم از عرب‌های خوزستان بود که به خوبی حرف می‌زد و دلواپس حال کودک مدام سوال پیچم می‌کرد :«مادرش می‌ترسه عفونت کرده باشه، عفونت کرده؟ شما ببینید تب داره؟ می‌تونید معاینه‌اش کنید؟» صورت گندمگونش زیر تیغ آفتاب خط افتاده بود، پیشانی‌اش خیس عرق شده و به‌قدری نگران بود که امان نمی‌داد حرفی بزنم. 💠 دست به پیشانی کودک گرفتم تا دمای بدنش را بسنجم، صورت کوچکش از تب سرخ شده بود و بین دستان جوان سپاهی با بی‌تابی گریه می‌کرد. باید هر چه سریع‌تر سِرم می‌زدم که چادر را بالا گرفتم و گفتم :«بیاید تو!» پشت سرم وارد چادر شد، کودک را روی تخت قرار داد و مقابلم کمر راست کرد که مستقیم نگاهش کردم و پرسیدم :«آب آلوده خورده؟» و پیش از آنکه پاسخم را بدهد، حسی در نگاهم شکست. 💠 بی‌اراده محو چشمانش شده و او پریشانی چشمانم را نمی‌دید که فکری کرد و مردد پاسخ نمی‌داد :«نمی‌دونم، الان از جلو چادرشون رد می‌شدم، مادرش گفت بیارمش اینجا.» دستانم به سوزن سِرم می‌لرزید و او برابر دیدگانم بی‌خبر از حال خرابم با همین لحن کلامش می‌کرد :«حالا شما هر کاری صلاح می‌دونید انجام بدید، من میرم از مادرش می‌پرسم.» 💠 و نمی‌دانست سه سال رؤیای دیدارش را حتی به خواب هم نمی‌دیدم که دیگر منتظر پاسخم نماند و به سرعت از چادر بیرون رفت. گریه کودک همه جا را گرفته و من توانی برای پرستاری‌اش نداشتم که بالای سرش زانو زده بودم و دیگر نه فقط دستانم که همه بدنم می‌لرزید. 💠 دو روز پیش در بیمارستان دلتنگ دیدارش شدم، دیروز به پاس محبت بی‌منتش راهی شدم و امروز پس از سه سال دوباره در آینه چشمانم جان گرفته و حالا نمی‌دانستم کجا رفته که میان چادر نفسم بند آمده بود. با بی‌قراری به سر و صورت کودک دست می‌کشیدم تا آرامَش کنم و می‌ترسیدم با این انگشتان لرزان به دستش سوزن بزنم که مثل چشمان بیمار او به گریه افتادم. 💠 دیدن نگاه آرام و صورت مهربانش، همه حجم ترس و آن شب را به دلم کشانده و تنها کار خودش بود تا آرامم کند، مثل همان شب! در خلوت این چادر و در گرمایی که بیش از آتش‌بازی آفتاب از آتش او به دلم افتاده بود، همه اضطراب آن روزها به خاطرم آمده و فقط حس حضور و حمایتش را می‌خواستم که دوباره برگشت...
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
✍️ رمان 💠 که به سمت در رفت و در را باز کرد ، یکدفعه با خوشحالی فریاد زد خدایا ببین چه کسی اینجاست . وقتی صدا و لحن صحبت کردن نورالهدی را شنیدم و از این همه خوشحالی که در او رخ داده بود کنجکاو شدم و به سمت در رفتم ، و دیدم ! مردی مسن در حال صحبت کردن با نورالهدی هستش . در همین حین نورالهدی وقتی که من را دید در حال تماشای آن دو هستم با خوشحالی رو به من کرد و گفت : ببین چه کسی اینجاست ! همان که الان صحبتش را می کردیم « قاسم» . 💠 وقتی من این صحنه را دیدم و چهره نورانی سپاه قدس یعنی قاسم را دیدم از درون دل حس عجیبی پیدا کردم و با تمام وجودم ایمانم و اعتمادم به این مرد بیشتر شد و در درون قلبم یقین پیدا کردم که دروغ نمیگفته:این مرد میدان است . در این میان قاسم که به تعدادی از همراهان خود در منزل نورالهدی آمده بود درباره عملیات صحبت کرد و این که این را مهمترین عملیات عنوان کرد و گفت با این عملیات دیگر کار داعش ساخته است . 💠 بالاخره زمان شروع رسید و با حضور فرمانده قدس ایران قاسم داعش به سزای عملش رسید .
هدایت شده از روابط عمومی پلیس
🔴 چند توصیه مهم و کاربردی؛ ♻️ در لایحه و باید به چه نکاتی توجه شود؟ 🔻در قوانینی که تدوین می شود باید به این نکته توجه کرد که نباید منطوق یا مفهوم ماده قانونی، را مجاز بداند و یا در نهایت، منجر به عادی نشان دادن و عادی سازی بدحجابی شود. 🔻براساس قانون، کشف حجاب، جرم مشهود است. اگر برای دوربین اصالت یا انحصار قائل شویم، به نوعی پلیس مملکت را خلع سلاح کرده ایم. اساساً دوربین در برخی مکان ها اصلاً وجود ندارد، اما پلیس در هر زمان و هر مکانی در این کشور، مأمور قانون است. 🔻کشف حجاب مانند نزدن چراغ راهنمای خودرو و یا تخلفات عادی نیست؛ اثرات فاجعه بار دارد. از طرفی، امروز در یک جنگ تمام عیار علیه حجاب و عفاف قرار داریم. کشف حجاب دروازه ای برای براندازی و در واقع در برابر جمهوری اسلامی است. رهبر معظم انقلاب هم علاوه بر حرام شرعی، عنوان «حرام سیاسی» را برای کشف حجاب به کار بردند. در چنین شرایطی ما باید تر از گذشته پای کار بیاییم و قاطع تر باشیم نه اینکه نشانه هایی از عقب نشینی و انفعال در قوانین ما ظاهر شود؛ نه اینکه کشف حجاب را در حد تخلف و جریمه های حداقلی و غیربازدارنده تنزل دهیم. 🔻همانگونه که به فریادها و هیاهوی دزدان، زورگیران، اوباش، موادفروشان و ... اهمیت نمی دهیم و وظیفه شرعی و قانونی خود را انجام می دهیم، در زمینه نیز چه در حوزه تقنین و چه در حوزه اجرا اساساً نباید به فریاد، هیاهو و جو رسانه ای توجه کرد. زیرا اینگونه سنگ روی سنگ بند نمی شود. انتظار نداشته باشیم که در زمینه حجاب و عفاف کاری انجام دهیم و آنگاه همه هنجارشکنان، دو زانو در مقابلمان بنشینند و اطاعت کنند. 🔻در زمینه عفاف و حجاب، هم داریم و هم ؛ در مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی اقداماتی برای نهادهای گوناگون در زمینه حجاب و عفاف آمده است. اگر می خواهیم قانونگذاری کنیم، باید در راستای پر کردن برخی خلأها (از جمله باز گذاشتن دست نیروی انتظامی) و همچنین در جهت پاسخگو کردن نهادها و دستگاه های گوناگون باشد؛ نه اینکه از رویه گذشته تنزل پیدا کنیم و یا دست نیروی انتظامی را ببندیم. 🔻تعطیل شدن ضمنی یا به حاشیه رفتن در واقع شلیک به امنیت اخلاقی و امنیت روانی جامعه است. جامعه هم به پلیس مواد مخدر نیاز دارد، هم به پلیس راهنمایی و رانندگی و هم پلیس امنیت اخلاقی. از همین رو، پلیس امنیت اخلاقی باید با قوت به کار خود ادامه دهد. البته با چند شرط: برطرف شدن نقاط ضعف، گزینش نیروهای زبده، آموزش دیده، مخلص و دغدغه مند در حوزه حجاب و عفاف، حضور جدی و قاطع در سطح شهرها و محله ها. 🔻 در کنار نیروی مجاهد انتظامی، ، و نیروهای مردمی نیز باید در زمینه مقابله با هنجارشکنی حضور فعال داشته باشند و خلأهای قانونی و سنگ اندازی های اداری در این زمینه باید برطرف شود. https://eitaa.com/PR_Police
🎥 💢 تقدیر دانش آموزان بجنوردی از سپاه بخاطر عملیات وعده صادق 🔰تعدادی از دانش آموزان بجنوردی به همراه معلمین و مسئولین آموزش و پرورش با حضور در ناحیه بسیج بجنورد از عملیات وعده صادق و تنبیه رژیم صهیونیستی حمایت و از فرمانده و پاسداران ناحیه بسیج بجنورد با اهدای دسته گل تقدیر و تشکر کردند. ┄┅┅✿💠❀﴾﷽﴿❀💠✿┅┅┄ 🌍خبرگزاری بسیج بجنورد ✅👉 @Basijnewsir_bojnourd
🔻چه توهین ها و تهمت ها که به و زدند ، به دلیل جرمی که مرتکب نشده بود. ✖️بعضی چقدر استدلال های عجیب آوردند که بگویند جمهوری اسلامی مقصر بوده... ✖️خوبست از افرادی مانند به همین دلیل شکایت کرده و او را به کشور بازگردانده و‌محاکمه کند
7.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شکوه ناوگان دریاییِ پاسداران انقلاب اسلامی در خلیج همیشه فارس... 🇮🇷 روابط عمومی فرماندهی انتظامی شهرستان بجنورد @bojnord23142
. 🇮🇷 شهدای سپهبد انقلاب اسلامی ایران؛ 🌷 شهید سپهبد سید محمد قرنی ● سال شهادت ۱۳۵۸ 🌷 شهید سپهبد علی صیاد شیرازی ● سال شهادت ۱۳۷۸ 🌷 شهید سپهبد قاسم سلیمانی ● سال شهادت ۱۳۹۸. 📱 @Doc_d_moghadas روابط عمومی فرماندهی انتظامی شهرستان بجنورد @bojnord23142
33.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از صلابت ارتش و ملت و سپاه ما ... جاودانه شد از فروغ سحر پگاه ما ... خجسته باد این پیروزی ، خجسته باد این پیروزی ... روابط عمومی فرماندهی انتظامی شهرستان بجنورد @bojnord23142
سپاه: برای در هم شکستن جبهه هر متجاوزی آماده‌ایم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای به‌مناسبت ۲۶ مردادماه سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن: 🔹ایران در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی و مقابله با هرگونه تهدید و توطئه استکباری و صهیونیستی، مصمم‌تر از همیشه ایستاده است. 🇮🇷 به کانال روابط عمومی فرماندهی انتظامی خراسان شمالی بپیوندید 👇 https://eitaa.com/police_kh_sh