🌀چه خون ها ریخته شد و سرمایه ها بر باد رفت ڪه هیچ گاه بر نمیگردند
ولۍ آیا احتمال بازگشت نیست ؟ مگر سالها پیش صحابه یا القاعده یا طالبان پدید نیامدن و سپس داعش. 🤔
⁉️شاید ندانستن دلایل شڪل گیری و ریز مناسبات و روش هاۍ این گروه ها باعث شد تا دوباره با قوت بیشترۍ در جایۍدیگر سر بر بیاورند.
♨️هشدار جدۍ ڪتاب به همه اون هاییه ڪه توجه ندارن تفڪر متڪی بر #دگماتیسم و #تڪفیر، هیچ حد یقفی نداره؛ یعنی دومینوییه ڪه هیچ مهره ای از اون از سقوط در امان نیست.🤯
🚌🕸«من در رقه بودم » ڪتاب خاطرات محمد فرهام (ابوزڪریا) عضو سابق دولت اسلامی عراق و شام (داعشه) ڪه سال ۲۰۱۵ عضو داعش شده بود و در مصاحبه اۍ خاطراتشو بیان ڪرد و هادۍ یحمد این خاطرات و به ڪتاب تبدیل ڪرده.✅✍
👀🤦🏻♂ابوزڪریا بعد از مدتۍ مواجهه عینۍبا لجن و سیاهۍ جارۍ در دولت اسلامۍعراق و شام مانند خیلۍ های دیگر با ترفند هاۍ بسیار و سختۍ از آن جهنم مۍ گریزه تا باقۍ عمرش رو با خاطرات اون #جنایت ها به سر ببره.🥺
📙من در رقه بودم
✍نویسنده: هادۍ یُحمد
🦋❄️مترجم: وحید خضاب
⋆🖤࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید
~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🚛 @book_caffe
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
#هیچ_ڪس_به_من_نگفت 😔
قسمت سوم3⃣
🌱هیچ ڪس به من نگفت:
ڪه رمز دیدار شما، پاڪی و دورۍ از گناه است.😔
🦋به ما نگفتند ڪه در دیدار علۍبن #مهزیار اهوازۍ ڪه بیست سال به انتظار ایستاد تا شما را ملاقات ڪند؛
به او فرمودۍ ڪه علت دورۍشما از ما، چند گنــاهۍ بود ڪه انجام مۍدادۍ.😭❌
و فرمودۍڪه علت در پشت پرده بودن ما، اعمال بد شما شیعیان است...
🛵💐 و اگر شما #پیمان_پاڪۍ ڪه با امامان خود بسته بودید را فراموش نمۍڪردید، پردهها ڪنار مۍرفت.😢
🍄🌼ڪاش به ما گفته بودند ڪه #چشم_پاڪ، سزاوار سیماۍپاڪ است نه چشمۍ ڪه به هر ڪس و ناڪس نگاهۍانداخته و زلف پریشان دیگران را خیره شده، ڪجا این چشم میتواند خال مشڪین صورت شما را مشاهده ڪند؟!!🥺⁉️
🌧مگر اینڪه با باران اشڪ، آن آلودگۍها را شستشو دهد و به ڪنترل در آورد چشمۍ را، ڪه وظیفه اش ڪنترل است در هنگام روبرو شدن با نامحرم.
🌻🌝به ما نگفتند ڪه سید بن طاووس و شیخ مفید و سید مهدۍ بحرالعلوم ـ ڪه به دیدارت نائل شدند ـ اهل گناه نبودند، یعنی ما هم باید این چنین باشیم.😢
🌚✨کاش مۍدانستم ڪه هر گناه، فاصله را دورتر مۍ ڪند و هر ترڪ گناهۍ❌، قدمۍاست براۍ رسیدن به رضایت شما.
ڪاش مۍدانستم ڪه باید مایه زینت شما باشم نه باعث شرمساری.😔
گفتم شبۍ به مهدۍ اذن نگاه خواهم
گفتا ڪه من هم از تو ترڪ گناه خواهم
📘"هیچکس به من نگفت "
✍نویسنده: حسن محمودۍ
⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید
~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🚛 @book_caffe
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
آنگاه مردی گفت: با ما از #شناختٍ_خویـــــشتن 🤓 سخن بگو😃✌️
و او در پاسخ گفت:
🌀دݪـ💔ـهای شما در سکوتِ خود، رازهای روزها🏞 و شب ها🌃 را می دانند.👍
ولی گوشــــ👂ـهاتان تشنه ی #شنیدنِ 😃🔊صدای #دانشِ_دل❣ هستند.
🌀شما می خواهید با انگشتہایتان تنِ رؤیاهاتان🙄 را لمس کنیـــــد و چه بهتر کھ چنین کنید☺️😍
چشمہ ی پنهانِ روحِ شما، ناگزیر #سرریز می شود 😌و #نجوا_کنان 🗣 بھ دریا می رود؛
🌀و گنـــــجِ ژرفای بی پایانِ شما در برابرِ چشم تان پدیدار می گࢪدد.😃
💠اما برای کشیدنِ #گوهࢪ_هاے_ناشناخته ے خود تࢪازویی مســـــازید؛✋❌
و ژࢪفاے دانش خود ࢪا با چوب یا ࢪیسـمانے اندازه مگیـــــࢪید.❌✋
🌀زیࢪا که خویشتن، #دࢪیایی است بی کࢪان و بی بُن.
💠مگــــــــــوئید #حقـــــیقـــــت ࢪا یافتھ ام بگویید "#حقیقتی را یافتھ ام"
💠مگوئـــــید " ࢪاه گࢪدش ࢪوح ࢪا دیده امـ " ، بگویید " ࢪوح ࢪا دیده ام کہ از ࢪاهِ #من می گذشت."
🌀ࢪوح شکفتہ می شود🌸،
مانند نیـــــلوفرِ آبے❄️ کہ گُݪبࢪگہاے بی شماࢪ داࢪد. ...
📘#پیامبر_و_دیوانه
✍نویسنده: جبران خلیل جبران
⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید
~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🚛 @book_caffe
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقد ها ࢪا بود آیا که عیارے گیࢪند
تاهمه صومعہ داࢪان پی ڪارےگیࢪند
مصلحت دیدمن آنست،که یاࢪان همه ڪاࢪ
بگذاࢪند وخم طࢪه یاࢪے گیࢪند🦋
(。◕‿◕。)
༺◍⃟🌞🦋
⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید
~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🚛 @book_caffe
┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈
🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱