˼کتابچه هَفت˹
. بریم واسه معرفی ؟!😌🕶
.
من مقدسترین پیشگوی کشور بودم و اون کافرترین شوالیه ؛ ولی تصمیم گرفتیم باهم فرار کنیم ؛ از وقتی یادم میومد توی کلیسا زندگی میکردم . .
راهبه، دخترهای سر راهی رو وقتی خیلی کوچیک بودن به کلیسا میاورد و برای پیشگو شدن تعلیم میداد ؛ و من هم یکی از اون دخترها بودم 👩🏻🦳🪄
سالهاست که توی این کلیسا زندگی میکنم سالهاست که مردم از سراسر کشور برای دیدن آیندهشون پیش من میان و ازم کمک میخوان و سالهاست که برای پیشگو شدن درد میکشم 💔
.
˼کتابچه هَفت˹
. من مقدسترین پیشگوی کشور بودم و اون کافرترین شوالیه ؛ ولی تصمیم گرفتیم باهم فرار کنیم ؛ از وقتی یا
.
من پیشگوی شمارهی شش بودم از روز اول که وارد این کلیسا شدم، قوانین رو بهم آموزش داده بودن :
اسم واقعیت رو فراموش کن ❗️
هرگز چشم بندت رو در نیار❗️
هرگز از کلیسا خارج نشو❗️
هرگز سوالی نکن❗️
.
˼کتابچه هَفت˹
. من پیشگوی شمارهی شش بودم از روز اول که وارد این کلیسا شدم، قوانین رو بهم آموزش داده بودن : اسم
.
من سالها قوانین رو رعایت کردم، و یکی از بهترین پیشگوهای این کلیسا شدم ، هرروز از پشت چشم بندی که هرگز اجازه نداشتم از چشمم دربیارم،
آیندهی آدمهارو میدیدم و براشون تعریف میکردم . .
همه بخاطر این بهم احترام میذاشتن و آرزو داشتن از نزدیک من رو ببینن همه به جز یک نفر! شوالیه ای که به هیچ خدا، پیشگویی و کلیسایی باور نداشت . .
.
˼کتابچه هَفت˹
. من سالها قوانین رو رعایت کردم، و یکی از بهترین پیشگوهای این کلیسا شدم ، هرروز از پشت چشم بندی که
.
اون میگفت من سالها زندگیم رو توی این کلیسا هدر دادم و زندانی بودم میگفت باید چشم بندم رو بردارم و زندگی واقعی رو خارج از اینجا تجربه کنم !
میدونستم این خلاف قوانین کلیساست . .
میدونستم که تاوان سنگینی داره . .
اما حرفهاش وسوسهام کرد و بالاخره راضی شدم ؛ یک شب با اون و بقیه پیشگوها از کلیسا فرار کردیم و تا صبح چیزهایی رو تجربه کردیم که حتی از وجودشون هم خبر نداشتیم ..
وقتی به کلیسا برگشتیم ؛ هرشب یکی از ما
ناپدید میشد این یعنی کلیسا از فرار ما با خبر
شده بود ؛ اگر میموندم قطعا بعدی من بودم .
شوالیه اومد تا من رو فراری بده قرار بود برای همیشه از کلیسا فرار کنم !! اونم با شوالیهای که هیچ اعتقادی به هیچ چیزی نداشت . .
و شاید عشق میتونست کاری کنه ؛ عشقی از اول ممنوعه و محکوم به شکست بود، اما نمیتونستیم از هم دست بکشیم . .
.
˼کتابچه هَفت˹
. اون میگفت من سالها زندگیم رو توی این کلیسا هدر دادم و زندانی بودم میگفت باید چشم بندم رو بردارم
.
شوالیه و شاپرک ⚔️💙🦋
یکی از خفنترین و جذابترین کتابهای فانتزی - عاشقانه با داستانی دارک رومنس که هوش از سرتون میپرونه کتابی که به محض شروع کردنش شدیدا عاشق داستان جذاب و پرهیجانش میشید 😍🪄
.
˼کتابچه هَفت˹
. شوالیه و شاپرک ⚔️💙🦋 یکی از خفنترین و جذابترین کتابهای فانتزی - عاشقانه با داستانی دارک رومنس
.
کتاب "شوالیه و شاپرک" یکی از قشنگ ترین رمانهای فانتزی دنیاست که دل هر کتابخونی
رو میبره😭🤲🏻💗
˼کتابچه هَفت˹
. کتاب "شوالیه و شاپرک" یکی از قشنگ ترین رمانهای فانتزی دنیاست که دل هر کتابخونی رو میبره😭🤲🏻💗
.
شوالیه و شاپرک ✨🗽
جدید ترین کتاب فانتزی از نشر مجازی
نشر محبوب دلهای هممون😌👌🏻
.
˼کتابچه هَفت˹
.
انتشارات کتاب مجازی این بار هم ترکونده و برای اولین بار در ایران کتابی رو چاپ کرده که ورقههاش طرح داره😭🤲🏻
انگار روی این کتاب نقاشی کشیدن انقدرررر خوشگله😩♥️
.
˼کتابچه هَفت˹
. انتشارات کتاب مجازی این بار هم ترکونده و برای اولین بار در ایران کتابی رو چاپ کرده که ورقههاش طر
.
یه کاور مخملی خیلی خوشگل هم داره که
روی کاورش طلاکوب آبی رنگ خورده و واقعا جذابترش کرده🥺💙
تازه وقتی کاور رو بردارید با این جلد سخت سفید و چرمیِ زیبا روبرو میشید که حتی روی این جلد هم طراحی داره و باز هم طلاکوب آبی خورده 😮💨✨
تازه فن آرت رنگی هم اول و آخر کتاب داره🥺
.
˼کتابچه هَفت˹
. یه کاور مخملی خیلی خوشگل هم داره که روی کاورش طلاکوب آبی رنگ خورده و واقعا جذابترش کرده🥺💙 تازه
.
جهت اطلاع از قیمت و خرید
بیا پیشم نازِ من 😌♥️:
@books7