eitaa logo
بوی ظهور، رسانه ظهور
159 دنبال‌کننده
27هزار عکس
1.5هزار ویدیو
96 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج ارسال نظرات شما https://harfeto.timefriend.net/16895204024549 داستانهای مهدوی @booye_zohooremahdi گروه بوی ظهور https://eitaa.com/joinchat/3689283792Cf33172c983 سن تکلیف و بیداری اسلامی (احکام) @senne_taklif_va_bidari_islami
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مداحی آنلاین - روایتی جانسوز از قبرستان بقیع - دارستانی.mp3
2.58M
🏴 (علیه‌السلام) ♨️ روایتی جانسوز از قبرستان بقیع 👌 بسیار شنیدنی 🎙حجت الاسلام •----≈•≈•🕊▪️🕯▪️🕊•≈•≈•----•
☑️ سفارش علیه السلام در آخرین لحظات عمر شریفشان ◾️ شیخ صدوق (ره) از ابو بصیر روایت می­کند که بعد از (علیه السلام) برای عرض تسلیت به خدمت «ام حمیده» ام ولد امام صادق (علیه السلام) مشرّف شدم. ◾️ آن بانو به گریه افتاد و من نیز به جهت گریۀ او به گریه افتادم. پس از آن عرضه داشت: ◾️ ای ابو محمد! اگر حضرت صادق (علیه السلام) را در وقت شهادت می­دیدی، هر آینه امر عجیبی را مشاهده می­کردی: ◾️ آن امام بزرگوار در هنگامه ی رحلت چشم­ان خود را باز کرده و فرمودند: تمام خویشاوندان مرا جمع کنید! ◾️ پس ما تمام خویشاوندان آن حضرت را جمع کردیم و به نزد آن بزرگوار آوردیم. ◾️ آن حضرت رو به سوی آنها نموده و فرمودند: بدرستی که شفاعت ما (اهل‌بیت) به کسی که را سبک بشمارد و به آن اعتنا و اهتمام نداشته باشد، نمی­رسد. 📓ثواب الاعمال ۲۲۸ بحار الانوار: ۴۷/۲ح۵ ●➼‌┅═❧═┅┅───┄
4_5798752392778354403.mp3
3.44M
📲 فایل صوتـے 🎙 واعظ: حاج آقا 🔖 ماجرای مرد خراسانی و خادم امام جعفر صادق (علیه‌السلام) 🔖
✴️ سـربـازان خورشـیـد ✴️ ♦️ قسمت 193 ✳️ استکبارستیزی ✳️ ✳️ بخش سوم: الگوهای برتر ✳️ *️⃣ فصل اول: وظایف منتظران ❇️ دعـــا ❇️ ...➖ هم چنین خواندن «دعای ندبه» در جبهه‌ها رونق خاصی داشت و خاطرات جالبی در این باره بیان شده است.❗ 🔹 درباره «شهید علی عباسیان» نقل کرده اند: 💫 « صدای این جوان به قدری حزین بود که حتی وقتی تعقیبات نماز را می‌خواند، احساس می‌کردی سیمت وصل شده. خودش سوز حال عجیبی داشت؛ مخصوصاً نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. وقتی در نخلستان‌های اطراف نهر «بلامه»، کنار اروند بودیم، صبح‌های جمعه دعای ندبه را می‌خواند و با آن حال ملکوتی اش، فضایی به وجود می‌آورد که نگفتنی است. چنان از صمیم دل «یابن الحسن» می‌گفت که دل هر شنونده ای را می‌لرزاند و متحول می‌کرد؛ به طوری که احساس می‌کردی الآن آقا را می‌بینی. خواندن او از سنخ دیگری بود. در عملیات کربلای چهار، تیری به سرش خورد و بدنش به همراه جریان اروند رفت. وقتی اروند با آن جریان پرخروش و متفاوتش کسی را ببرد، دیگر هیچ امیدی برای یافتن جنازه اش باقی نمی ماند. محل عملیات کربلای چهار که در خرمشهر بود تا نهر بلامه، حدود هفتاد کیلومتر فاصله داشت. شاید حدود صد نهر در دو طرف رودخانه وجود دارد که بسیاری از آن‌ها متروکه است و هیچ بشری به آن‌ها سر نمی زند. این نهر، نزدیک پل بعثت و رأس البیشه بود. پس از عملیات کربلای پنج، در همین نهر بلامه، بچه‌ها مشغول آب تنی بودند که در حین شنا با دو لباس غواصی مواجه می‌شوند؛ آن‌ها را از آب بیرون می‌کشند و متوجه می‌شوند مربوط به دو تن از شهداست که سر و دست و پایشان را که از لباس غواصی بیرون بوده، ماهی‌ها خورده اند. وقتی زیپ لباس‌های آن‌ها را باز کردند و پلاک هایشان را دیدند، معلوم شد یکی از آن‌ها شهید علی عباسیان است. این بدنِ بی سر، که پس از شش ماه در آب شناور بود و از آن طرف به این طرف می‌رفت، عاقبت وارد نهری شد که قبل از عملیات کربلای چهار، در همان منطقه متوسل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌شد و صدای «یابن الحسن، یابن الحسن» او در نخلستان‌ها می‌پیچید و بچه‌ها را به یاد حضرت می‌انداخت.»[۱]❗ ➖ در مواقع گوناگون، زمزمه دعاهای مخصوص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، مرهم دردها و مشکلات رزمنده‌ها می‌شد. ... (ادامه دارد) ... 〰️➖〰️➖〰️➖〰️➖〰️ 📚 سربازان خورشید - صفحه ۲۴۰ و ۲۴۱. مؤلف: امید درویشی ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف 📚[۱]: سید حسن منتظرین، هنر اهل بیت علیهم السلام، ص۳۹۱. گروه🌷🌤️بـوی ظـهـور🌤️🌷 https://eitaa.com/joinchat/3689283792Cf33172c983 https://eitaa.com/booye_zohoor_resane_zohoor @resane_zohoor
┄═❁✨❈[﷽]❈✨❁═┄ ✨پیامبر اسلام (ص) فرمودند: در قیامت نزدیک ترین مردم به من کسی است که بیشتر بر من صلوات بفرستد.✨ 📚 کنز العمال، ج ۱، ص ۴۸۹. قرار ما هر روز نفری حداقل ۱۴ صلوات، به نیت تعجیل در ظهور و سلامتی امام عصر (عج) دوستان لطفا مشارکت کنید که با هم، هر روز ختم چند هزار صلواتی هدیه به ساحت مقدس امام عصر (عج) داشته باشیم.🙏🌷 ┄═❁🍃❈🌼🍃🌼❈🍃❁═┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از داستانهای مهدوی
🌦حضرت ولی عصر(عج)🌦 🌅موضوع : معجزات حضرت مهدی(عج) 🌹کاری از گروه بوی ظهور 🌳(داستان 647) قسمت ۱۵ 🌷 آن آشنا آمد 🌷 ☘ ... سیّد با تعجّب پرسید: مگر قبیله عنیزه متفرّق شده اند؟ نه آقا، قوم بنی طرف همگی شمشیر بسته اند و قصد دارند با کمک زوّار با عنیزه بجنگند. تبسّمی بر لبان سیّد نشست و در آن حال گفت: قوم بنی طرف برای این که زوّار را از خانه هایشان بیرون کنند، این حیله را ریخته اند وگرنه بنی طرف که قابل جنگیدن با عنیزه نیستند. کاظم پرسید: سیّد! چرا بنی طرف این چنین مکر کرده اند؟ - پسرم! بنی طرف برای این که بار میهمانداری را از روی دوششان بردارند، دست به این عمل زده اند. کم کم ابرهای تیره پهنای آسمان را فراگرفت و قطره‌های باران شروع به باریدن کرد. هنوز ساعتی از رفتن زوّار به طرف کربلا نگذشته بود که دوباره همان سر و صداها به گوش رسید و بنا به گفته سیّد، قبیله بنی طرف بدون جنگ به طویریج برگشته بودند و زودتر به داخل خانه هایشان رفته و درها را از پشت بسته بودند و زوّار نیز در عقب آن‌ها وارد طویریج شدند و چون درها را بسته دیدند، در زیر سایه بان‌ها پناه گرفتند تا از بارش باران در امان باشند. سیّد چون زوّار را به آن حال دیدند، ناراحت شدند و مدام طول و عرض اطاق را با گام‌های کوتاه می‌پیمودند. تا آن روز هرگز او را بدین حال ندیده بودم. از غضب برافروخته به نظر می‌رسید و دانه‌های تسبیح را تند تند می‌غلطانید. ناگهان در میانه اطاق ایستاد و دو زانو رو به قبله نشست و دست هایش را به سمت آسمان گرفت و با صدایی که از عمق وجودش برمی خاست گفت: خداوندا! تو را به عظمتت قسم می‌دهم که این زوّار را به سلامت به مقصد برسان. خداوندا! تو را به حقّ محمّد و آل محمّد قسم می‌دهم این بندگان ناقابل خود را یاری فرما. و پس از آن به ذکر و تسبیح و صلوات نشست و چنان از صمیم قلب دعا می‌خواند که اشک در چشمانش جمع شده بود. ... (ادامه دارد) ... ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 📚: آن آشنا آمد - داستانهایی از کرامات امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف مؤلف: مسلم پور وهاب ناشر: انتشارات مسجد مقدس جمکران 📝 آن آشنا آمد - صفحه ۳۴ الی ۳۷. گروه ⛅🌹بوی ظهور🌹⛅ https://eitaa.com/joinchat/3689283792Cf33172c983 https://eitaa.com/booye_zohooremahdi داستانهای مهدوی: @booye_zohooremahdi https://eitaa.com/booye_zohoor_resane_zohoor