eitaa logo
(🌼بوی باران🌼)
89 دنبال‌کننده
241 عکس
134 ویدیو
45 فایل
مذهبی،عقاید(پرسش و پاسخ)،احکام،داستانک،خانواده،انگیزشی. ارتباط با خادم کانال: @M_Ramazanghasem
مشاهده در ایتا
دانلود
🌟💫🌟💫🌟💫🌟 🌺پچ پچ ها شروع شده بود و برای همه سؤال شده بود که چرا اعظم خانم برای حاج حسین مراسم برگزار نمی کنه برخی می گفتن اگه بچه داشت براش مراسم می گرفت. 🍀تنها میهمان اعظم خانم،آقا حمید و همسرش بودن . آقاحمید همون کسی بود که: با پول مراسم حاج حسین از زندان آزادشده بود...... @booyebaran313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام علي آل يس سلام بر مولای عزیزتر از جان . سلامی از ته دل بر امام هميشه حاضر اي بهترينم فصل بهار مقارن با بهار رمضان و ما در تقارن این دو بهار هم چشم انتظار ربیع الانام هستیم. مولاي من محب شما احساس دلتنگی دارد . چرا که امامش حاضر است ولی توفیق تشرف بر محضرش را ندارد. اي امام خوبيها... چقدر خوب که زمین به وجود شما زینت یافته تا او نیز دل آرام باشد. "لو لا الحجه لساخت الارض باهلها" @booyebaran313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍀🌺🍀🌺🍀🌺 گفت:آخه شماها چرا به جای این همه ساعت تحمل گرسنگی و تشنگی به فکر فقراء نیستین؟؟ بهش گفت :شماره کارت خیریه ای که براشون پول واریز میکنین میشه بفرمایید؟ گفت:دلت خوش ها من اگه پول داشتم اینجا نبودم میرفتم کانادا مثل بعضیا..... 🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀 @booyebaran313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌟💫🌟💫🌟 به دیده اعتمادی نیست! 🌿در سالهای نه چندان دور یه روز زهره خانم با چشمی اشکبار رفت خونه طلعت خانم و گفت:بچه هام بی پدر شدن. طلعت خانم گفت خودم دیروز توی کوچه اصغر آقا رو با مادر و خواهرش و یه زن غریبه دیدم .... 💫زهره خانم گفت:آره همون زن غریبه بچه هام و بی پدر کرد دیروز که اومدم خونه دیدم آقاااا میگه اینم نصرت خانم همسر دومم.... 🌾طلعت خانم یه فکری کرد و گفت:آره شک ندارم که با مادر و خواهرش از دفتر ازدواج می اومدن .... 💫و زهره خانم کینه هر چهار نفری که طلعت خانم دیده بود رو به دل گرفت خصوصا مادر شوهر و خواهرشوهرش رو و پیش خودش فکر کرد خواستگاری هم حتما با شوهرش رفتن. 🍁و با این کینه از دنیا رفت و دخترهای زهره خانم هم کینه ای عمیق از این دو نفر به دل گرفتن. 🍂اما اصل قضیه:این بود که یه قسمت از واقعیت کات شده بود. کجاش؟اصغر آقا سر خیابون در حالی که از دفتر ازدواج بر می گشته مادر و خواهرش و دیده بود و اونا هم هیچ اطلاعی از این عقد نداشتن. 🌺🍀🌺🍀 اینا رو گفتم که بگم همه ما مثل زهره خانوووم یه طلعت خانم داریم. اون طلعت خانوم همون فضای مجازیه که مثل طلعت خانوم ادعا داره واقعیات و دیده و از همه چی خبر داره و وظیفه اش آگاهی ماست. مواظب باشیم در ایام انتخابات کار دست مون نده. و ما هم مثل زهره خانم چشم بسته حرفهای طلعت خانووم مون رو گوش ندیم. @booyebaran313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌼🌱🌼🌱🌼🌱🌼🌱🌼 اتاق هستی کوچولو پر بود از اسباب بازیهای جور واجور ولی هستی حوصله اش سر رفته بود. مادرش زهره خانم نگاهی به دختر کم حوصله اش کرد و یاد حوضچه کوچیک خونه پدری افتاد که همبازی اون در دوران کودکی بود از جاش بلندشد و لگن توی حمام رو برداشت و برد توی حیاط نسبتا کوچیک شون . هستی کوچولو با خوشحالی دوید دنبال مامانش . زهره خانم لگن رو پر از آب کرد و هستی شروع کرد به آب بازی متین پسر عموی هستی که چند ماهی از هستی کوچیکتر بود از پشت پنجره طبقه بالا هستی رو دید و دوید اومد پایین. ساعتها هستی و متین با هم أب بازی کردند و شب زودتر از همه به خواب رفتند .... 🌷مریم رمضان قاسم @booyebaran313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ahkam-28.mp3
4.26M
🔺احکام زکات فطره 🔸 کارشناس:حجت الاسلام و المسلمین دکتر صالحی 🍃🍂🍃🍂🍃 🍁💎کانال احکام استاد صالحی💎 •┈┈••✾••┈┈• https://eitaa.com/joinchat/3475177519C28bfc4298d
🍀🌺🍀🌺🍀🌺 پسر بچه 13_14ساله در شب قدری توی جلسه احیاء با نگاه کردن به بغل دستی اش که اشک و آهی نداشته شیطنتش گل می کنه و شروع می کنه به روی پیشونی زدن و گریه های الکی کردن آقای بغل دستی اش تا نگاهش به اون میفته اونم شروع می کنه به گریه کردن و اونم چه گریه کردنی که نگو و نپرس. فردای اون شب پسر ماجرا رو برای دوستانش تعریف می کنه و قاه قاه می خنده و میگه بنده خدا وقتی دید من با این سنم چه اشکی میریزم دیگه از خود بیخود شده بود... اون بچه چه سبب خیری شده برای اون بنده خدا ولی خودش از فیض اون شب محروم...... "الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا" 🍀🌺🍀🌺🍀🌺💫  @booyebaran313