دوستت دارم و دلم میخواد تا وقتی خورشید به درخشش ادامه میده منم بهت بگم که چقدر دوستت دارم.
هدایت شده از Ρόζι του Απόλλωνα
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
but I still really fucking care"
until the very end.
but I still really fucking care"
منم همینطور کانن، منم still really fucking care.
until the very end.
گاهی عصرها که نور از پنجره میریزد، حضور تو هنوز میان هواست؛ نه دور، نه نزدیک، مثل نغمهای که از میا
و من از همین میترسم؛ از اینکه این دوری آرامآرام از یک دلتنگیِ ساده به چیزی برسد که شبها را سنگینتر میکند، گلو را میفشارد، و مرا را بیدلیل به گریه میاندازد.
نه برای اینکه تمام شدهایم، بلکه برای اینکه هنوز تمام نشدهایم و با اینهمه باید دور بمانیم.
غمِ این فاصله از جنس رفتن نیست، از جنس ماندن با دستهای خالیست؛ از جنس این است که بدانی یکی آنطرف جهان هنوز تو را دوست دارد و تو از بس نتوانستهای کنارش باشی کمکم یاد میگیری آن نسترن زرد خشک شده بر برگه ات را نوازش کنی و با اندوه نفس بکشی، نوشته هایتان که سرشار از خنده بوده را نوازش کنی و با اندوه نفس بکشی، به نقاشی هایش نگاه کنی و... با اندوه نفس بکشی.
هر غروب اکنون ساکت است، اکنون سکوت مرا عذاب میدهد و خورشید؟ برای کسی که دوستش دارد بسیار دلتنگ شده است.