#سلام_امام_زمانم 💚
طلوع کن ای آفتاب عالم تاب
ای نوربخش روزهای تاریک زمین
ای آرام دلهای بیقرار
ای امام مهربان
طلوع کن و رخ بنما
تا این روزهای سخت
اندکی روی آرامش ببینیم
و قرار گیرد زمین و زمان
🌤اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
عامل قساوت قلب 🖤
🔅قطب شمال و قطب جنوب :🔅
🔆خورشید همیشه نورافشانی می کند و هیچگونه تبعیضی در بذل اشعه ندارد، ولی قسمت هایی از زمین مانند قطب شمال و جنوب به خاطر اینکه نمی توانند خود را در معرض نور خورشید قرار دهند، همیشه یخ زده و منجمد هستند و با اینکه خاک و آب قطبین مانند زمین های دیگر مستعد رشد هستند، همیشه در یخبندان به سر می برند.
🌹رحمت الهی دائمی است: « یا دائمَ الفَضلِ عَلَی البَریَّه ». اگر انسان موانع را برطرف کند، می تواند از آن رحمت های واسعه، بهره کامل را ببرد و به هر مقدار که در مقابل این تابش موانعی باشد، دل انسان منجمدتر می شود و این همان قساوت قلب است❤️. وقتی دنیا مانع تابش نور الهی و رحمت های واسعه ی ربوبی گردد، دل انسان یخ می بندد و برای ذوب این انجمادها باید ابتدا موانع را برطرف کرد.
📚مثل ها و پندها ج ۱ آیت الله حائری شیرازی
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
🌸 #طنز #جبهه 😂🤣🌸
🌸من گشنمه
🌸 یکی از روزها ، ماشین تدارکات که ناهار را از پادگان دوکوهه می آورد ، سر موعد نیامد .
ساعت نزدیک سه عصر بود . خیلی گرسنه مان بود . هر چه منتظر شدیم و به جاده چشم دوختیم ، از ماشین تدارکات خبری نشد .
سرانجام دست به کار شدیم و غذای ابتکاری را که هر از چندگاهی در چنین مواقعی تهیه می شد ، درست کردیم .
یک قالب پنیر خارجی را که بین بچه ها به "پنیر گچی" معروف بود ، داخل قابلمه ای بزرگ له کرده ، مقداری آب به آن افزودیم تا به صورت دوغ درآمد . سپس مقداری نان خشک را که اطراف چادر از روزهای گذشته باقی مانده بود ، در آن تلیت کردیم ، مقداری نمک و شروع کردیم به خوردن .
کمال صادقی به شوخی یک شیشه آب لیمو را داخل قابلمه خالی کرد . "مهدی فقانی" به لج او ، شیشه شربت آلبالو را و من هم مقدار زیادی شکر ریختم . شوربای عجیبی شده بود ! به همه چیز می خورد ، الاّ غذا .
و از خود غذا عجیب تر آن بود که همه آن را خوردیم ؛ حتی ته قابلمه را لیسیدیم .
صدای بوق ماشین تدارکات آمد که غذا آورده بود !
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
✿ بوستان امامت ✿
✨ #نمایش صوتی کتاب
《حاج قاسم 》
✨(خاطرات خودنوشت شهید حاج قاسم سلیمانی اثر علی اکبری مزدآبادی)
✨ #حاج_قاسم
✨ #علی_اکبری_مزدآبادی
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
ازقشگیهاےخدااونجاسٺکهبعداز
اوهمہگناهانقدرآبرومونوحفظمیکنہ
کہبقیہمارومیبیننمیگن
الٺماسدعا...(:
•ــــــــــــــــ💚ــــــــــــــــــ•
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
✨﷽✨
📚 داستان کوتاه
✍مـردی نـزد عالمی از پــدرش شڪایت ڪرد.
گفت: پدرم مرا بسیار آزار میدهد.
پیــر شده است و از من میخواهد یڪ روز در مزرعه گندم بڪارم روز دیگر میگوید پنبه بڪار و خودش هم نمیداند دنبال چیست؟
مرا با این بهانهگیریهایش خسته ڪرده است...
بگو چه ڪنم؟
عالم گفت: با او بساز.
گفت: نمیتوانم.!
عالم پـرسید: آیا فرزنـد ڪوچڪی در خانه داری؟
گفت: بلی.
گفت: اگر روزی این فرزند دیوار خانه را خراب ڪند آیا او را میزنی؟
گفت: نه، چون اقتضای سن اوست.
آیا او را نصیحت میڪنی؟
گفت: نه چون مغزش نمیرود و ...
گفت؛ میدانـــی چرا با فــرزندت چنین برخورد میڪنی؟!
گفت: نه.
گفت: چون تو دوران ڪودکی را طی ڪردهای و میدانی ڪودڪی چیست، اما چون به سن پیری نرسیدهای و تجربهاش نڪردهای، هرگز نمیتوانی اقتضای یڪ پیر را بفهمی!!
"در پـیـری انـســان زود رنــج میشــود، گوشهگیر میشود، عصبی میشود، احساس ناتوانی میڪند و ...
"پس ای فرزند برو و با پدرت مدارا ڪن اقتضای سن پیری جز این نیست."
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
🌸 #طنز #جبهه 😂🤣🌸
🌸شیمیائی
🌸با صدای بوق وانت تدارکات ، شهرداران آن روز رفتند ، قابلمه غذا را گرفتند و آوردند داخل سنگر .
یکی از بچه ها از دهانش پرید و گفت : می گم بچه ها ... مگه برادر میثم توی آموزش "ش.م.ر" نگفت بعد از این که منطقه توسط گاز آلوده شد ، به هیچ وجه غذاهای در باز را نخورید و فقط از کنسرو استفاده کنید ؟
با این حرف ، حاجی نوروزیان گفت کسی دست به قابلمه غذا نزند . من که از گرمای داخل سنگر و بدتر از آن ، ماسکی که مثل بختک ! روی صورتم چسبیده بود و تنفس را بسیار سخت و خفقان آور می کرد ، خسته شده بودم ، گفتم :
ببین حاجی جون ... با من از این شوخی ها نکنید ... من یکی دارم از گرسنگی رو به موت می رم ... ولی حاجی روی حرفش بود که باید غذا را بریزیم دور ، چون به احتمال زیاد آلوده به گاز شیمیایی شده است .
در قابلمه بزرگ را که برداشتم ، تا چشمم به ران و سینه های خوشگل مرغ هایی افتاد که مثل بچه آدم کف قابلمه دراز کشیده بودند ، نتوانستم طاقت بیاورم و از آن بزم شاهانه در آخرین روزهای حیات ! بگذرم . رو کردم به حاجی نوروزیان و به بقیه گفتم :
ببینید ... منم مثل همه شما ، چه بخواهیم و چه نخواهیم تا حالا چند بار گاز نوش جون کردیم و کم تر از این مرغای نازنین آلوده نیستیم . پس با اینا هیچ فرقی نداریم . منم واسه این که اسراف حرومه ، می خوام خودکشی کنم و همه این مرغ ها رو بخورم .
همین که ماسک را از صورت برداشتم و در قابلمه را باز کردم ، مجید محمدی و بقیه بچه ها یکی یکی آمدند جلو و گفتند که ما همه می خواهیم خودکشی کنیم ! دست آخر همه بچه ها جلو آمدند و غذا را خوردند .
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#ایده #خلاقیت
یه ایده خلاقانه و زیبا برای هنرمندای عزیز کانال🤩😉
ساخت گل ابریشم با روبان و ساتن 😍👌
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌱 اینجوری از خدا چیز بخواه...♥️
درروایت داریم بنده ایی بگه👇
{لاَحوَلَ وَ لا قُُوّةَ إلاّ باللهِ اَلعَلِّی اَلعَظیمِ}
خدا میفرماید؛حوائج بندمو بدید...
#استاد_پناهیان🎧
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
#تلنــگر
✍جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست. عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه میبینی؟ گفت: آدمهایی که میآیند و میروند و گدای کوری که در خیابان صدقه میگیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه میبینی؟
گفت: خودم را میبینم.
عارف گفت: دیگر دیگران را نمیبینی، در حالی که آینه و پنجره هر دو از یک ماده اولیه ساخته شدهاند. اما در آینه لایه نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمیبینی. این دو شئ شیشهای را با هم مقایسه کن؛ وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را میبیند و به آنها احساس محبت میکند. اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت، کبر، غرور، پلیدی و...) پوشیده میشود، تنها خودش را میبیند.
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
🌸 #طنز #جبهه 😂🤣🌸
🌸یا صاحب الزمان
🌸راننده لودر بودم ، فرمانده گردان مهندسی گفت که باید 45 پنج روز اون طرف اروند با لودرت شب ها خاکریز بچه ها را درست کنی
اطاعت امرکردم و رفتم ، روزها لودر را استتار میکردیم و شبها خاکریز بچهها را تقویت میکردم
گذشت و روزها 45 روز شد اون طرف هیچ امکاناتی نبود که یکم به وضع ظاهری خودت برسی تا اینکه یکی از دوستان بجای من آمد ومن باید به گردان مهندسی بر میگشتم
با وضعیت بسیار آشفته با صورتی پرمو و ریش بلند ساعت 3 شب رسیدم دوکوهه
حالا باید تو چادرها دنبال بچه های مهندسی بگردم ، رفتم خواستم چفیه اولین نفری که یک چپفه روی صورتش انداخت بود بردارم و طرف و بشناسم
این ننه مرده بی خوابی زده بوده به سرش چند دقیقه قبل این طرف اون طرف نگاه کرده بوده کسی رو ندیده ،حالا من رسیدم بالا سرش ، سرم را بردم جلو تا ببینیم آشناس
ترسید و یک دفعه بلندشد نشست گفت یا صاحب زمان کمکم کن این چی بود اومد تو صورتم 😄😄
رزمنده دلاور حسن رخصت طلب
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
✿ بوستان امامت ✿
✨ #نمایش صوتی کتاب
《حاج قاسم 》
✨(خاطرات خودنوشت شهید حاج قاسم سلیمانی اثر علی اکبری مزدآبادی)
✨ #حاج_قاسم
✨ #علی_اکبری_مزدآبادی
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
سلام پدر مهربانم💐
با چه رویی بنویسم که بیا آقا جان
شرم دارم خجلم من زِ شما آقا جان
چه کریمانه به یاد همهی ما هستی
آه از غفلت روز و شب ما آقا جان
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج🤲🏻
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
#تمثیلات
💠آینه ی نفس و عقل 💠
انواع آینه ها :
🔸آینه ها سه نوع هستند: آینه ساده که هر چیزی را همانگونه که هست نشان می دهد. آینه محدب که بعضی قسمت ها را کوچک نشان می دهد و آینه ی مقعر، که بعضی از قسمت ها را بزرگ جلوه می دهد.
🔸عقل، آینه ساده ایست که سعی می کند همه چیز را همانگونه که هست نشان دهد، ولی نَفس، آینه مقعر و محدب است که سعی دارد آنچه را که خود دوست دارد بزرگ جلوه دهد و آنچه را نمی پسندد کوچک نمایش دهد.
📚مثل ها و پندها ج ۱ آیت الله حائری شیرازی
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
🌸 #طنز #جبهه 😂🤣🌸
🌸موش های ویفرخور
🌸چند روزی می شد که در سنگرهای نمور و کوچک ارتفاعات قلاویزان مستقر بودیم . یکی از روزها ، تدارکات تعدادی بیسکویت و ویفر به هر نفر داد .
به خاطر این که وضع مزاجی ام زیاد خوب نبود ، بیسکویت ها را در کوله پشتی ام گذاشتم تا شب ها که از پست بر می گردم و دل ضعفه دارم ، بخورم . یکی دو روزی که گذشت ، بچه ها زاغ بیسکویت های مرا زدند ؛ اما با جواب تهدید کننده ام روبه رو شدند .
شب که به سراغ کوله پشتی رفتم ،با تعجب دیدم موش ها چند تایی از بیسکویت ها را خورده اند و فقط چهار بسته ویفر مانده است . خیلی حالم را گرفتند . کوله پشتی را با سیمی از سقف آویزان کردم تا از دسترس موش ها دور باباشد .
" فردا صبح که سراغش رفتم ، درجا خشکم شد" . چند موش سمج و کوچولو ، در کوله پشتی بودند و داشتند ویفرها را برای صبحانه میل می کردند .
عاقبت همه آن بیسکویت و ویفرهایی که احتکار کردم ، به خاطر آه بچه ها ، خوراک موش ها شد و سر من بی کلاه ماند !
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
💢اگر برای امام زمانت کاری انجام نمیدهی؛
مجتهد هم که باشی در خواب غفلتی!
#تلنگر🌱
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
💚 سلام امام زمانم 💚
🌻 این روزها
چقدر جاي خالي شما 😔
و ياد شما و نام شما
بیشتر از پیش احساس میشود. 🥀
🌿 هر دری را میزنیم
جز در خانه ی شما ...💔
💚اللهمَّعَجّللِوَلیکَِالفَرَج❤️
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
✨﷽✨
#دلنوشته_مهدوی
✍همیشه دوست داشتم عکس ها و متن هایی که در فضای مجازی به اشتراک میگذارم، درباره شما باشد؛ تا مردم مرا با شما بشناسند و از شما بدانند. هرچند همان بهتر که مردم چیزی از من ندانند؛ برای غریبی شما همین بس، که کسی مانند من یار شما باشد...
چند روز پیش از لا به لای عکسهایی که هرکدام به نوعی درد فراق تان را به یاد می آورد، تعدادی را برگزیدم. تصمیم گرفتم تعدادی را آن روز و بقیه را هفته آینده، در فضای مجازی به اشتراک بگذارم. ناگهان طوفانی در وجودم بپا شد؛ چقدر تلخ! اما انگار داشتم برای روزهای نبودنتان برنامه ریزی میکردم. انگار مطمئن بودم که تا هفته آینده نمیآیید...
از خودم میپرسم، ما چگونه به نبودنتان عادت کرده ایم و چگونه منتظرانی هستیم که با درد فراق تان زنده ایم، و نه با امید وصال تان؟! دروغ چرا؟ انگار گاهی تنها به این دلیل به هیئت میرویم که مداح از مصائب کربلا برایمان بگوید و ما هم گریه کنیم تا کمی سبک شویم...
انگار فراموش کرده ایم که گریه بر اباعبدالله، بهترین چیز است؛ اما همه چیز نیست. گریه، نقطه ابتدایی اتصال است؛ راهی است برای شست و شوی دل و پاک شدن از گناهان؛ اما هنر این است که محکم پای باورمان بایستیم، تا سیم های اتصالمان قطع و قلبمان آلوده نشود. ای کاش میفهمیدیم که گاهی تنها شنونده مردانگی دیگران بودن کافی نیست؛ باید خودمان هم مرد میدان شویم.
💥باید برای امام زمانمان، زینب و عباس شویم. باید پیش از آمدنش، ولایت پذیری را در اطاعت از نایب اش تمرین و «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را در زندگی معنا کنیم.
【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
🌸 #طنز #جبهه 😂🤣🌸
🌸ابوالفضل
🌸کل جبهه ها رسم بود که شبها قبل از خواب سوره "واقعه"را دست جمعی میخواندند
میان چادر ما "ابوالفضل نقاد"بود سوره را می خواندیم ، تا میرسیدیم به
"و حورالعین. ..کامثال اللولو المکنون..."
ابوالفضل شیطنت میکرد و "حورالعین "را کش میداد و "به به "میگفت
همان شد که تصمیم گرفتیم کاری کنیم تا این عادت از سرش بپرد ، علت فقط این نبود ، بعضی وقتها بحث های کش دار و طولانی او سر همه را درد می آورد و تا نیمه شب مزاحم خواب دیگران میشد
تصمیم گرفتیم تا دهان او به صحبت باز میشود همه با هم صلوات بفرستیم و این کار را کردیم
ابوالفضل سلام میکرد صلوات می فرستادیم خداحافظی میکرد صلوات می فرستادیم
خلاصه تا لبانش میجنبیدند کل جمع صلوات می فرستادند ، یک هفته این وضع ادامه داشت تا اینکه نقادتسلیم شد و گفت
باشه...باشه...دیگه حورالعین رو کش نمیدهم ...چشم...فهمیدم. ...دیگه بحثای طولانی راه نمی اندازم ...باشه دیگه ساعت 9 شب خاموشی بزنید منم ساکت میشم. قبول؟
ابوالفضل یک سال بعد در ملکوت عراق جادوانه شد
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat
📌 میلاد مادرِ منجیِ زمین...
🔸 در نخستین دیدار، آندم که در آغوش پدر، چشمان پُرمهرش را به نگاه او میدوخت، آسمانیان به شوق میلاد مادرِ منجیِ زمین، سرود «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَر» سَر دادند…
💐 ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و روز مادر مبارک باد.
💎 #کانال بوستان امامت 💎
@bostanemamat