#بسمالله
«قَٰتِلُوهُم يُعَذِّبهُمُ ٱللَّهُ بِأَيدِيكُـــــم
وَيُخزِهِم وَيَنصُركُم عَلَيهِم وَيَشفِ
صُدُورَ قَومٍ مُّؤمِنِينَ»
«با آنان بجنگيد تا خـــــدا آنان را به
دست شما عذاب كند و رسوايشان
نمايد و شما را بر آنان پيروزى دهد
و سينههاى [پر سوز و غم] مــــردم
مؤمن را شفا بخشد.»
(سوره مبارکهتوبه/۱۴)
#یک_حبه_نور
به نام خدا
از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر میکنم و رصد میکنم تا نکتهای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم!
و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم»
«وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر میکرد و از پشت تیر به سرش خورده بود
وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرصهایش را به موقع نمیرساند…
و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلیها در آن جا میشوند
اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمیتواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!
در این دو ماه قلبم سوخت برای کشتهشدگان…
اما دست خودم نبود!
من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم میسوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت…
در خانهی من نه صدا وسیما یکریز جمهوری اسلامی را تبیین میکند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند
در خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثهای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است.
در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشتهاند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار میکردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینهی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب…
و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است.
به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم دهها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سالها و شبانه روز محتوا تولید میکردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند…
آری همین رسانه کاری با کشور ِساموراییهای متعصب کرد که در خیابانها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بیآنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آوردهاند…
به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمیتوانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند!
دیدم نمیتوانم کنار سلبریتیهایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا میگویند و تهدید به قرآنسوزی میکنند و بدون اینکه خندهشان بگیرد، بشارت آزادی میدهند!
دیدم حتی نمیتوانم از اهالی جزیرهی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بیگناه وطنم کاری نداشته باشند!!
تا اینکه جنگ شروع شد و کمکها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمکها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده بودند
دیدم جنگ است و فقط میتوانم بخوانم!
که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانهای به کشورم یورش میبرد همین کار را میکردم…
برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع میکنند خواندم…
«حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است
و براستی خدا برای ما بس است…
اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عدهای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند!
و آن عده!
آن عده خیلی دیر میفهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمیکند و علاج واقعی در وطنهاست!
این را هم به آن عدهای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد میکنند میگویم:
اصلا سمت درست تاریخ و هرچه میبافید ارزانی خودتان…
من ترجیحم این است که
در همین وسط بایستم و بمیرم
وسط مدرسه میناب
وسط خانههایی که سفرههایشان کوچک شد
وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته…
وسط خیابانهای شهرم…
محسن چاوشی/ اسفند ۱۴۰۴
Mohsen Chavoshi 1_5010474200012425056.mp3
زمان:
حجم:
11.3M
بشنوید از محسن چاوشی: «حسبیالله»
خدایا امشب فرصت خوبی است که برای زندگی ما تصمیمات عالیای بگیری! ممنونم!
#لیلة_القدر
#عباس_حسیننژاد
امشب، شبِ باءِ حرف اضافه بود...
*باء* حلقهٔ وصل شد به همهٔ #اسم های بزرگ و جرئت داد که #بخوانیم.
نشست کنار او، فاصلهها را زد کنار و شد *بِک! *
*بک یا الله...*
و بعد یکی یکی *قلاب* شد به اسمهای بلندی که امید داریم بهحق عظمتشان، حیات در روحمان بدمد.
*بمحمد...، بعلیٍ...، بعلیٍ...، بعلیٍ...*
*باء* دستمان را گرفت و ما تکرار میکردیم که زنده شویم! که همین *باء* به زندگی متصلمان کند.
خودمان را وصل کردیم *به* وجود بزرگی که روحمان میمیرد اگر به او تکیه ندهد!
ما امشب #علق بودیم...
علق یعنی قلابشده *به* چیزی
چیزی که خودش نتواند بهتنهایی بایستد و لازم باشد به دیگری تکیه کند تا پایدار بماند.
ما امشب علق بودیم...
#بسمالله
وَقَٰتِلُوهُم حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتنَةٌ وَ يَكُونَ
ٱلدِّينُ لِلَّهِ
«و با آنان بجنگيد تا فتنهاى بر جاى
نماند و دين فقط ويژۀ خدا باشد.»
(سورهمبارکهبقره/۱۹۳)
#یک_حبه_نور
🖇 میگویند: صلح پایدار، آتشبس، کاهش تنش، دیپلماسی و ... . مسأله این است که غیرت و شرافت ندارند؛ بیرگ و سستعنصر هستند؛ مرد میدان نیستند. این تبار بیریشه و بیمایه، باب دفاع مقدّس را با نوشاندن «جام زهر» به ولیّ اول بست و باب جنگ دوازدهروزه را با نوشاندن «جام شهادت» به ولیّ دوم. تاریخ، تکرار شد؛ چه رازی در میان است که طراحی پایان هر دو جنگ با رفتن ولیّ امر، پیوند دارد؟!
سخن اول و آخر جبهۀ فکری و فرهنگی انقلاب، این است: مقاومت تا انتقام، جنگ تا نابودی صهاینه، بیرونراندن آمریکا از منطقه، قتل نتانیاهو، قصاص ترامپ. ما نهفقط در پی تشدید تنش هستیم، بلکه به نقطۀ نهایی تنش میاندیشیم.
آنکه مظلومانه به شهادت رسید، نایب امام غائب بود؛ ولیّ فقیه بود؛ زعیم حکیم بود؛ رهبر شیعیان بود. ما دیگر هیچ خط قرمزی نداریم؛ دشمن، هر آنچه داشتیم را نشانه گرفت و به شهادت رسانید. هویت اسلامی و حیثیّت شیعی و اعتبار انقلابی ما به چالش کشیده شد و قلب تاریخ ما از دست رفت. جان آیتالله خامنهای، همچون جان صدمیلیون نفر بود؛ او گرانیگاه انقلاب بود و تجسّم همۀ آرمانهای ما. بر سر خون سیدالشهدای انقلاب، هرگز معامله نمیکنیم.
مهدی جمشیدی
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60