سینه زنی زمینه زیبا _ ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرتِ زهرا سلام الله علیها _ _سید رضا نریمانی.mp3
1.4M
●━━━━━━────── ⇆ㅤㅤ
ㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤㅤ
🎶 پاشو برای حیدرت نفس بزن
🎤#سید_رضا_نریمانی
⏯#واحد_احساسی_زیبا
👌#پیشنهاد_ویژه
🕊🥀#یامَولاتییافاطِمَةُاَغیثینی
کپی با ذکر یک سلام بر آقا امام #حسین(؏) آزاد است.
┏⊰✾✿✾⊱━─━┓
@𝒃𝒐𝒚_𝒎𝒐𝒉𝒂𝒓𝒂𝒎
┗━─━⊰✾✿✾⊱┛
همینو کم داشتیم.mp3
2.51M
●━━━━━━────── ⇆ㅤㅤ
ㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤㅤ
🎶 چرا کسی من و نمیفهمه
🎤#کربلایی_سجاد_محمدی
⏯#نماهنگ_فوقالعاده_زیبا
👌#پیشنهاد_ویژه
🕊🥀#یامَولاتییافاطِمَةُاَغیثینی
کپی با ذکر یک سلام بر آقا امام #حسین(؏) آزاد است.
┏⊰✾✿✾⊱━─━┓
@𝒃𝒐𝒚_𝒎𝒐𝒉𝒂𝒓𝒂𝒎
┗━─━⊰✾✿✾⊱┛
بـوی محـرم
●━━━━━━────── ⇆ㅤㅤ ㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤㅤ 🎶 چرا کسی من و نمیفهمه 🎤#کربلایی_سجاد_محمدی ⏯#نماهنگ_فوقالعا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
آرهخُـلاصہ
فقطچندکلمهمیگم:
مــٰادر ؛
آتش ؛
در ؛
چادر ؛
سوختن ؛
پھلو ؛
سیلی ؛
بـوی محـرم
آرهخُـلاصہ فقطچندکلمهمیگم: مــٰادر ؛ آتش ؛ در ؛ چادر ؛ سوختن ؛ پھلو ؛ سیلی ؛
نصفهشبنشستهبودگۅشـهحـٌجره
آرومبـودسـٰاکِـتبودتـاریکبود . . .
آرومواردحجرهشدصدازد🚶♀
پسرمچرابامنحرفنمیزنۍ؟
تـوکـهمیدونۍچراحالمبده ..
حَـسنمتـوکهمیدونۍچیشدبهکسینگو . .
ھیحرفزددیدجـَوابنمیـٰادگفت:
مـٰادربمیرهحسنمچرا جواب نمیدی ؟
تااینوگفتیهوصداۍگریهبلند شد
گفتمادرمنحسننیستم
حسینم . . 💔
بـوی محـرم
نصفهشبنشستهبودگۅشـهحـٌجره آرومبـودسـٰاکِـتبودتـاریکبود . . . آرومواردحجرهشدصدازد🚶♀ پسرمچر
مادرمه...
انقدربهشلگدنزن؛
مادرمه...
انقدرحرفبدنزن؛
مگهزدنداره؟💔(:
یهزنههجدهسالهکهبچهبهبغلداره...(:
بـوی محـرم
مادرمه... انقدربهشلگدنزن؛ مادرمه... انقدرحرفبدنزن؛ مگهزدنداره؟💔(: یهزنههجدهسالهکهبچهبهب
•💔🥀•
علیجان...
بعدمن...
سنگمیخوری...ناسزا میشنوی...نمکزخمتمیشن...علی جانمغربتبهسراغتمیاد!
ولیغریبترازتوپسرمحسینه...
قراربعدیمونباشهگودال...
میونتنصدپارش...
کمیکننلگدمال:)
بـوی محـرم
•💔🥀• علیجان... بعدمن... سنگمیخوری...ناسزا میشنوی...نمکزخمتمیشن...علی جانمغربتبهسراغتمیاد!
- یادم نمی رود که همه داد میزدند ..
- طوری لگد بزن که علی بی پسر شود .. !💔
#وای_مادرم
بـوی محـرم
- یادم نمی رود که همه داد میزدند .. - طوری لگد بزن که علی بی پسر شود .. !💔 #وای_مادرم
بمیرم برای خانم زینب کبری که.........
بـوی محـرم
بمیرم برای خانم زینب کبری که.........
تا پنج سالگی همه چی خوب بودا...
یهو پدر بزرگش رفت...
بعد دید مامانش آتیش گرفت...
غسل مامان توسط بابا حیدر...
کم کم شنیدن تیکه و کنایه از اهل محل و همسایه ها...
دیدن خورد شدن بابا...
شهادت برادر بزرگش حسن...
شهادت پسراش...
شهادت حسینابنعلی...
دفن رقیه...
بـوی محـرم
تا پنج سالگی همه چی خوب بودا... یهو پدر بزرگش رفت... بعد دید مامانش آتیش گرفت... غسل مامان توسط ب
اسارت .. خانمی که سایهشو زن همسایه ندیده بود رفت سر بازار رفت مجلس یزید نگم که چیشد تو مجلس یزید چون اینجا جاش نیست ..