هدایت شده از رادیو پیام
🔰 مجموعه صوتی «نبرد سرنوشت»؛ پیرامون جنگ رمضان
📌 شماره سیزدهم: چهارشنبه سوری (نحوه مواجهه با مراسمات چهارشنبه آخر سال)
@radio_paiam
@paiamenehzat
برای معلم شهیدم
سیده بشری حسینی خامنهای
خانم معلم جوان با چشمان روشن، لبخندی همیشگی و جذبه لطیف دوست داشتنیاش میپرسد؛ کی این کتاب رو خونده؟ با سکوت ما، معلم روی تخته مینویسد: «ریشهها» و با تاکید میگوید این را حتما بخوانید، روایت زندگی چند نسل از بردگان افریقایی تبار در امریکاس و مبارزات علیه بردهداری، کتاب قطوره ولی یک شاهکار بسیار جذابه.
مهرماه ۸۸ بود که معلم جدیدی برای درس تاریخ ادبیات برای ما آمد. خانم معلم جدید، خوش رو و قدبلند بود. از آن معلمهای با جذبه که بچهها از او خیلی حساب میبرند و هم دوستش دارند. هر جلسه حداقل یک یا دوبیت شعر مینوشت روی تخته و آنقدر خوشخط بود که دلمان نمیامد پاکش کنیم.
اطلاعات ادبی و تاریخیاش فراتر از حدانتظار و سطح معمول بود و از سالها مطالعه و چارچوب فکری منسجم حکایت میکرد.
خانم معلم جوان از کتابهای خوانده و سواد ادبیمان زیاد سوال میپرسید و با جوابهای مثبت، حسابی سرذوق میآمد و تحسین میکرد.
به وقت امتحان، سوالات خیلی دقیقش به چشمم میآمد.تنها معلمی که دیدم بارمبندی را به کمتر از ۲۵ صدم خرد میکرد برای اینکه حق کسی ضایع نشود و با وسواس زیادی برگهها را تصحیح میکرد.
کنجکاویهای بچهها درباره معلمها همیشه متداول است ولی اینبار کمی فرق داشت. برای ما نشانه ها کامل بود؛ نام خانوادگی، شباهت چهره و انگشتان کشیده به پدرش، رمانخوان حرفهای بودن، مسلط به تاریخ و شعر و ادبیات، نوعی از توجه خاص به تک تک دانش آموزان و در آخر جذبه کاریزماتیک و شوخ طبعیاش.
با کنجکاویهای بیحد ما، شک و تردیدها برطرف شد. حتی دست آخر شوخیهای نوجوانانه ما به گوشش رسید، اما پاسخ فقط لبخندی از سر بیاهمیتی موضوع بود و باز مصرانه، درس و بحث را از سرگرفت.
حالا سالها از آن زمان میگذرد اما میدانید خانم معلم، شباهتهای عجیب شما به همینجا ختم نشد. ما شنیدهایم که بارها توصیه به رفتن شما از آن منطقه کردهاند، اما شما تا اخرین لحظه ماندید و با زهرای کوچکتان به استقبال شهادت رفتید.
این آخری واقعا زیباترین شباهتان بود.
شهادتتان مبارک خانم حسینی
این روزهای سخت، ما را هم از آسمانها دعا کنید.
💌 #یاد_نوشت
📝 زهره احمدلو، دوره ۱۵
🔻بانوی پیشرو باشید
@bpishroo
⭕️🔻از سری مباحث الهیات راهبردی، اینبار #الهیاتبعثت؛
⚡️واکاوی ابعاد امامت امت و بعثت جامعه در اولین پیام رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای
🔅#جلسهاول؛
🔻نقش زنان در بعثت امت اسلامی
⚡️روز دوشنبه ٢۵ اسفندماه رأس ساعت ١۵ (٣ عصر) از سری مباحث دوره #الهیاتبعثت یک گفتگویی پیرامون موضوع نقش زنان در بعثت امت اسلامی در اتاق #خطناب ویراستی خواهیم داشت ...
🎙 با ارائه سرکار خانم دکتر #ساراطالبی
استاد حوزه و دانشگاه
▫️آدرس اتاق خط ناب جهت ورود به جلسه 👇
💢 https://virasty.com/mojtabapnah/1773576570554727158
⌛️اتاق از ساعت ١۴:۴۵ جهت عضوگیری باز خواهد بود!
🔻دوستانی که برنامه ویراستی را روی گوشی خود ندارند، برای شرکت در جلسه ابتدا باید آن را از طریق لینک زیر نصب کنند:
💢 https://cafebazaar.ir/app/com.virasty.app🔻
یا
💢 https://virasty.com🔻
⚡️منتظر شما هستیم...
مرکز تعالی مدیران انقلاب اسلامی
🔻 بانوی پیشرو باشید
@bpishroo
🎯از سفرهی افطار تا صفِ مقاومت
من از مصادره کردن خوشم نمی آید! مصادره کردن هر چیزی به نفع خودت، و آدم های شبیه خودت! از مصادره کردن انقلاب، کشور و حتی مقاومت!
این شب ها چند مرتبه این نوشته را نوشته و خط زده ام تا بوی مصادره ندهد؛ اما حالا قول می دهم این آخرین بار باشد هر چه شد شد!
جنگ همواره چهره ی مردانه داشته، اولین لباس های رزم برای مردان با قد بلند و شانه های کشیده طراحی شده حتما بعید است نخستین لباس رزم کت دامنی برای زنان با قد یک مترو شصت بوده باشد؛ سلاح های رزم همه برای بازوان مردان طراحی شده است،هیچ کمپانی ای برای دور بازوی بیست و پنج اسلحه نمی سازد،زنی اگر بخواهد با اسلحه کار کند باید جسم خودش را تقویت کند اسلحه کوتاه نمی آید.
این شب ها که حضور در خیابان را یکی از بازوان جنگ و دفاع میدانند اما چهره کمی تغییر کرده است، زنان استخوان این بازو هستند! (چند مرتبه نوشتم و پاک کردم دوباره)
شما یک حضور حداکثری و تاریخی از مردم را تماشا می کنید اما این تماشا قبل و بعدی هم دارد.
قبل خیابان زنی سفره ی افطار را به عجله جمع کرده، ظرف های کثیف را یک طوری سامان داده و سفره را تکانده تا بتواند چراغ حضور میدانی را با خانه ی به قاعده روشن کند! همچنان که دارد شلوار گرم زیر شلوار کودکانش می پوشاند ،برنج برای سحری پیمانه می کند، دستکش و کلاه بچه ها را بر میدارد، پرچمی که شب قبل از مسجد گرفته را به دست کودکانش می سپارد و برای همسرش هدبند بر میدارد تا سینوزیت نشود و دوباره به آشپزخانه می رود و دستمال خشک روی سینک میکشد.
زنی که با تکاپویش رخوتِ سنگینیِ سیریِ بعد افطار را از خودش و از خانه گرفته و حالا وقت آن است که کفش های رزمش را دوشادوش خانواده بپوشد و به خیابان بیاید.
در مسیر با بچه ها شعار ها را مرور می کند و به همسرش که حالا به جمع مردان رسیده است یاد آوری می کند حتما هدبندش را ببندد که سرما نخورد.
این زن حالا به جمع باقی زن هایی که ساعتی قبل چون او در تکاپو و جنبش بوده اند می پیوندد و آنچه حالا من و تو از قاب جادویی می بینیم و حماسه اش می خوانیم به همت چنین زنانی رقم خورده است.
بسیار سعی کردم این حماسه ی تاریخی را مصادره و زنانه نکنم، اما واقعیت این است که :
جنگ حالا چهره ی زنانه هم دارد!
🌊#موج_زنانه
📜#روایت_جنگ
🕊#زنان_مقاومت
🔻 بانوی پیشرو باشید
@bpishroo
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید 🔻
🔹️ تاریخ این صحنه را فراموش نخواهد کرد.
🔸حماسه بانوی تهرانی در روز قدس که معنای «الله اکبر» را به زبان انگلیسی برای مخاطب بینالمللی توضیح و نشان داد.
#جنگ_رمضان
🔻 بانوی پیشرو باشید
@bpishroo
بانوی پیشرو
📝 بخوانید🔻
🔸️ پدر امت
🔹️ سه ماه پیش بود که قرار شد برای بچههای پانزده، شانزده سالهی مدرسه کارگاهی برگزار کنم. آمدم مدرسه، بعد از کارگاه رفتم دفتر، خانم حداد در دفتر مدرسه پشت میز نشسته بود، با عشق سلام کردم، من را که دید بلند شد و با خنده آغوش باز کرد به روی دانش آموز سابق مدرسه اش و استاد دانشگاه امروز.
🔸️ از بغلش که دور شدم، نشستیم به حرف زدن، از بچه هایش پرسیدم و از دخترش گفت. از اینکه بزرگ شدهاند و همهی زندگیاش شده مدرسه. پرسید کجایی چه میکنی؟ گفتم با دو پسر کوچک و قدری تدریس و پژوهش دیگر وقتی نمیماند برایم و اینکه مادری این روزها سخت شده.
از مادری گفتیم، گفت آقا مجتبی سر هر کدام از بچهها خودش شبها بارها بیدار میشد و شیر خشک میداد بهشان که من بخوابم، که بیماری قلبی اذیتم نکند، که حالم خوب باشد، بعد از دو ماه از زایمان هم من را سر هر سه بچهها فرستاد مدرسه و گفت تو برو حال و هوایت عوض شود، توی خانه بمانی با بچهها (با روحیهای که ما زن ها میدانیم بعد از زایمان چه بر ما میرود)، اذیت میشوی.
خلاصه هر چه توانسته انجام داده آقا مجتبی برای زهرا خانم بعد از بچهها تا شاد باشد، تا حالش خوب باشد، تا مشکل قلبی اذیتش نکند، و من مدام لا به لای جمله هایش غرق میشدم در نگاه و منش ایشان و میگفتم خدا خیر کثیر بهشان بدهد!
🔹️ از مدرسه که آمدم بیرون در مسیر پشت فرمان به این فکر کردم که حتما پشت هر زن موفق و آرامی هم مردی از جنس خدا باید باشد.
🔸️ حالا بعد از سه ماه از آن آغوش و آن گعده، زهرا خانم شهید شده، زهرا خانم مهربان و محکم مدرسه، هر سه طفلش را برای همیشهی دنیا سپرده به آقا مجتبی. پدر آقا مجتبی هم امتش را سپرده به او، و من با خودم فکر میکنم عجب آدم بزرگی است آقا مجتبی که زهرا خانم و حضرت آقا، اینچنین با خیالی آرام، همهی فرزندان ایران را به او سپردهاند و رفتهاند...
✍ زهرا میرزازاده
#روایت_زنانه #جنگ_رمضان
#روایت_حماسه #سومین_رهبر
🔻 بانوی پیشرو باشید
@bpishroo
🇮🇷 اینجا ایران است...
3⃣ زنانی کارگزار خداوند!
«جهاد» را «مردان» به پا می دارند؛ اما «مقاومت» را «زنان»!
۱. جنگ، «زد» و «خورد» دارد. برنده فقط کسی نیست که بیشتر می زند. اگر وقت خوردن، تاب نیاورد، بازنده است.
جنگهای مدرن دیگر دو صفْ لشکر در یک بیابان نیست؛ زد و خوردش در «شهرها» و «معاش ها» است. تعطیلی، کسادی، بیکاری، گرانی، کمبود و... «ترکش های جنگ مدرن» است.
اینها دقیقاً در «حوزه استحفاظی زنان» است. «ستون فقراتِ تاب آوری» مقابل «ضربات معاشی» آنهایند.
زنان تاب آورتر، کشورشان را پیروز می کنند!
رسول الله(ص) بهترین زنان را «التی إنْ انفقت انفقت بمعروف و إنْ امسک امسک بمعروف: اگر خرج کند به معروف و متعارف و اگر نگه دارد چنین است»؛ خواند. یعنی «کنترل درست خرج و امساک» دست آنهاست. همین ها را «کارگزاران خداوند» خواند که «دچار انسداد و یأس نمی شوند» (فتلک مِن عُمّال الله و عامل الله لایخیب)
۲. «خوردن های جنگ»، جراحتها، شهادت ها، از دست دادن ها، جاماندن ها و... دارد.
اینها «هَمّ» و «غم» می آفریند.
این کارگزاران الهی، «مدیریتِ هَمّ و غم» جامعه را هم برعهده دارند!
رسول خدا (ص) در جواب مرد اعرابی که درباره همسرش می گفت: «وقتی مرا مهموم و محزون می بیند می پرسد از چیست؟ اگر بخاطر رزق و معاش است، من تکفل کرده بر عهده می گیرم و اگر به خاطر آخرت و معاد است، پس خدا بدان بیفزاید!»؛ فرمود: «إنّ للّه عُمّالاً و هذه مِن عُمّاله لها نصف أجر الشهید: برای خداوند کارگزارانی هست که همسرت یکی از آنهاست برای او نصف اجر شهید می باشد».
کشوری که زنانش بتوانند سوگ را حماسه کنند، پیروز است!
۳. اگر جنگ، نابرابر بود، «ناترازیِ نظامی» را «ایمان» باید جبران کند.
ایمان به وعده های الهی، «صبر و استقامت» می آورد. جامعه ایمانی تر ۱۰۰ نفرش بر ۱۰۰۰ و جامعه ضعیف الایمان بر ۲۰۰ کفر پیشه غلبه می کند. (۶۵و۶۶انفال)
زنان، صاحبِ «ایمانِ خود» و در وقت نکاح متکفل «نیم ایمانِ مردان» هم شده اند.(۱)
تو گوئی «زرادخانه ایمانِ جامعه»، زنان هستند!
وقتی آنها «نترسند» و «نترسانند»، مانع لغزشهای مردان بخاطر اشتهاهای کاذب در بزنگاه های حساس شوند(۲)، ناترازی نظامی هم اگر باشد، جبران می شود.
از اینجا بوده که «تشجیع کردن زنان» در جنگها همیشه تعیین کننده بود. در صفین هم امیرالمومنین (ع) از آنان بهره برد: «ام الخیر»، «عکرشه»، «زرقاء»،«سوده» و...
امام صادق(ع) یکی از چیزهای در همه زمان ها عزیز را «الصالحة الألیفة فی دین الله: همسر درستکاری که در دین خدا با شوهر الفت دارد»؛ خواند. چنین زنانی منظور داشت.
۴. جنگ، «سخت» و «نرم» دارد.
میشود زینبی، «صدای همه وجدان خفته» یک جامعه محتضر شود و شکستی ظاهری اما «شهادت» را در کوفه و شام چنان «بشنواند» که «سلسله جنبان قیامها و خوان خواهی ها» شود.
و میشود جنگی پیروز هم بخاطر «ناروایتی» و «کج روایتها» به سازش و شکست بکشد!
جامعه ی «علی دیده» ، زنانش، «فقیه و ژرف اندیش» شده اند. معاویه به عکرشه همین را گفت (: «هيهات يا أهل العراق فقّهكم ابن أبي طالب»)
فرقی نمی کند تحصیل کرده و زبان دان باشد و زیر بمباران «الله اکبرِ انقلاب اسلامی» را از تقلبهای داعشی برای جهان باز تعریف کند یا پیرزنی بی سواد در منطقه محروم باشد و کنار جنازه فرزند، رجز بخواند و از تبیین های رهبر شهید بگوید.
خامنه ای زنان ایران را فقیه کرد؛ زنان ایران هم او را در جهان سربلند کردند!
..........................
۱. اشاره به روایت معروف: هرکه ازدواج کند نیم ایمانش تضمین شده است.
۲. اشاره به آیه ۱۵۵آل عمران که دلیل گریختن عده ای در اُحد و رها کردن تنگه را «انما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا» بیان می کند یعنی: شیطان آنان را به سبب برخی گناهانی (که قبلا) انجام داده بودند، لغزاند.
✍🏻 محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۲۵
🔻 بانوی پیشرو باشید
@bpishroo