شوخی نمیکنی تا مبادا خنده دار نباشه، حرفتو نمیزنی تا مبادا حرفت پرمغز و تامل برانگیز نباشه، نظرتو نمیگی تا مبادا خام و احمقانه باشه، از خاطراتت پیش بقیه نمیگی تا مبادا جذاب و پرهیجان نباشه. انگار باورت شده تو زندگیای که متعلق به خودته نیستی، بلکه روی صحنهی نمایشی هستی که "باید" توش «خوب» به نظر بیای، نه «خودِ واقعیت». بیدار شو آدمیزاد، بیدار شو قبل از اینکه اجرای واقعی زندگی خودت تموم شه.
برای آدمهای وطن فروش همین یک بیت کافیه:
مرد چو رخت شرافت ندوخت بر اندام
باید پوشد به دوش خویش کفن را!
دیشب اینجور موقعها ۸۵ تا دختربچه مشق هاشونو نوشتن، برنامه هاشونو حاضر کردن، کتابهاشونو گذاشتن تو کیف صورتی کوچیکشون، پول توجیبی فرداشونو از باباشون گرفتن و با یه خوشحالی زیرپوستی برای نزدیک بودن عید چشم هاشونو بستن به امید سپری کردن آخرین روزهای مدرسه. دیشب، برای آخرین بار ۸۵ تا دختربچه تو اتاق خودشون به خواب رفتن و امشب؟ امشب اتاقشون تاریک و از عطر وجودشون خالیه.