eitaa logo
ناناسِ بروکلی
1 دنبال‌کننده
43 عکس
1 ویدیو
2 فایل
حرفاتونو بزنید :> https://daigo.ir/secret/7135428351 چنل اصلی: @mbtookhalii
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ″میم.ب″
نه خب بگو میخوام ببینم دایناسورارو دیدی یا نه. سوال تاریخی دارم _ آخرین نسلای دایناسورارو دیدم اسمشون آدمه هنوزم منقرض نشدن
هدایت شده از ″میم.ب″
عه ازینا که خودتی _ نه من بروکلی ام بروکلی یه گیاهه
هدایت شده از ″میم.ب″
ینی تو یه گیاه بروکلی چن هزار ساله ای؟ ولی بروکلی اگه دو هفته تو یخچال بمونه خراب میشه و بو جوراب میگیره. ینی تو الان بوی اجداد جوراب میدی؟ _ منو هنوز نچیدن من تبدیل به درخت بروکلی شدم
هدایت شده از ″میم.ب″
یه سوال الان همکلاسیات تو کانالن وقتی از زندگی ناله میکنی راجب رفیقات منظورت با اوناس؟ _ نه بابا این بدبختا اسکل تر از اونی ان که من بخوام ازشون شکایتی داشته باشم بعدم ما کلا سه ماهه با هم آشنا شدیم🗿
هدایت شده از ″میم.ب″
https://eitaa.com/mbtookhalii/7616 با وجود اینکه درخت نداره ولی منطقی بود. میپذیرم _ من اولین درخت بروکلی ام دیگه
هدایت شده از ″میم.ب″
https://eitaa.com/mbtookhalii/7617 تو صداقتو ببین اصن افرین ماثوم افرین _ 🤣🤣 شنبه که نمیرم مدرسه خداروشکر ولی دوشنبه برم آی همین چرخو میکنن تو.. آره پشت صحنه رو نمیبینی قضاوت نکن من خیلی مظلوم واقع میشم-
هدایت شده از ″میم.ب″
نگفتید از تصورات نصفه شبتون
هدایت شده از ″میم.ب″
تصورات نصف شبم فراتر از سمه نامزدی و ازدواج با کراشام گروگان گرفته شدن من با کراشام زندگی کردن تو دنیای انیمه و قهرمان بودن... دیگه دارم 💩 رویا پردازیو درمیارم _ میگذره ایشالا ما هممون این تایمو داشتیم🤡
روزی روزگاری، خفاشی دو سر داشت لنگ لنگان از مدرسه به سوی خانه اش میرفت در راه، خرِ پلیدِ شاخ دار اورا دید و با خود فکر کرد:«اگر بتوانم اورا با خود به خانه ام ببرم میتوانم به راحتی آن را یک لقمه چپ کنم» و سپس جلو رفت و با خفاش دو سر شروع به احوالپرسی کرد و خفاش که اورا نمیشناخت مانند گاو به خر زل زده بود تا زودتر بگوید از او چه میخواهد. خر پلید که دید نقشه اش خوب پیش نمیرود، سریع رفت سر اصل مطلب:«خفاش عزیز، تو من را نمیشناسی اما من تورا میشناسم، با هم یک نسبت فامیلی دور داریم. برای همین دلم میخواهد تورا به مهمانی دعوت کنم. من دیروز یک گرگ سم دار شکار کرده ام و اگر دلت میخواهد با من بیا تا آن را با هم بخوریم» و خفاش دو سر که میخواست زودتر به خانه اش برود و استراحت کند و حوصله دوست و فامیل را هم نداشت، سرِ سمت چپش به سرِ سمت راست نگاه کرد و گفت:«چقدر زر میزنه» و سر سمت راست آن را تایید کرد. سپس خفاش دوسر، به سوی خانه اش پرواز کرد و رفت، و خر پلید که ضایع شده بود، علف های زیر پایش را چید تا سوپ علف بپزد و از گشنگی نمیرد. نتیجه اخلاقی: مثل خفاشِ دوسر باشید، با هر خری به خانه اش نروید. _ ادی تو رکورد منم تو چرت و پرت گویی زدی🤣 لعنتی پیامت مال ساعت ۸ صبحه چجوری تو این ساعت این همه سمگویی کردی من موندم ولی خب نتیجه ی اخلاقیش قشنگ بود لذت بردم
https://eitaa.com/brook_MB/1322 ملّت نصفه شب شروع میکنن چرت و پرت گفتن، من هشت صبح. _ منطقی نوازیدی برادر
همکلاسی عنه؟ حداقل بگو دوستای جدید ک..کش بین.اموس😔😔همکلاسی شامل بقیه دانش اموزای شخمی ک باهاشون تو کلاسی ام میشه... _ دهنت سرویس بابا مثل تو کلاس که فوش نده اینجا فیلتر میشههه هر کوفتی حالا از این به بعد سه کله پوک صداتون میکنم که جزو همکلاسیای گل و بلبلمون نباشید
هدایت شده از ″میم.ب″
همه امشب یه کاری دارن و فقط منم که اینجا حوصلم سررفته؟ http://payamenashenas.ir/Brooklyn