Ρόζι του Απόλλωνα
ان دختر با موهای قهوهای پاشیده از ذرههای نور که خورشید در تارهایش میلغزد و بازی میکند با چشمهایی که پشت ویترینِ نرمِ نگاه گویی از جهانی دیگر به این سوی شیشه خیره شدهاند از جهان عشق
او رزیِ من است نه یک رزی معمولی رزیِ طلایی. همان که روشنایی در حضورش جان میگیرد و هر غروب با بودنش طلوعی تازه میشود.(=🌞