وگفت: غریب آن است که او را از اقربا و پیوستگان خویش وحشت بود.
_ذکرابوحمزهخراسانی، تذکره الاولیاء
وقاحت آن است که
عمل خودت را فراموش کنی
و من را بر اساس عکس العملم بازخواست کنی...
_جبرانخلیلجبران
مهم نیست کسی که زمین خورد تو چه شرایطی بود، چقدر زور زد و انگیزه داشت، داستان اونی تعریف میشه که بلند شد.
لازم دونستم خدمتتون عارض بشم که
"یُدَبِرُ الَامر"
اوضاع تحت کنترل خداست
خاطر جمع باشید.
یعرفنی الله ولا امر اعز من هذا علی قلبی.
خدا مرا میشناسد و هیچ امر والاتری از این برقلبم نیست.
"دُژَم"
یه کلمهی فارسیِ اصیله
که متاسفانه کاربرد خودشو از دست داده.
یعنی کسیکه همزمان خشمگین و غمگینه.
پرسیدند از انس. گفت: انس آن است که دلتنگی پدید آرد از نشستن با خلق.
_ذکرابوحمزهخراسانی، تذکره الاولیاء
نقل است که از او پرسیدند: چگونهای؟ گفت: دندانم فرسوده شد از نعمت حق که خوردم، و زبان از کار شد از بس شکایت کردن.
_ذکرابوالحسنبوشنجی، تذکره الاولیاء