بَچِّههِیئَتي
آقایعزیزامیرالمؤمنین؛ کاش نکنی ازین کارا با دل من🫠
ولی خب من آنم که به نسیم یادِ تو راضیام؛
نه گلایهای.. نه شکایتی..
این همه غصهای که روهم تلنبار شده، یه دهتا هیئت خراباتی لازمه. قشنگ به فراغ بال بشینی غمات رو
توی غم امامحسین حل کنی و خلاص.
اقایعزیزاباعبداللهجان؛
باید بگم واقعا ازت ممنونم که وقتی از زمین و زمان خستهام و بغض گلومو گرفته، راهم میدی هیئتت، بهم از چای روضهت تعارف میکنی و اجازه میدی اون اشکایی که نمیتونستم جلوی کسی بریزم رو به غمت گره بزنم.