راه بستم بر تو وُ ترسید از من؛
دخترت..
علتِ دلشوره ی زینب شدهام؛
من را ببخش💔🚶♂
#شبِپنجمِ⁵
نصفِدهه رفته ..
+آره دیگه
زمان با کسی که دوسش داری زود میگذره .🚶♂
دستِ عمه رو رها کرد ؛
با گریه میدَویدُ زمزمه داشت:
قَدِّ پدرم به ضربِ سیلی نرسید..
ای دست؛ برس به ضربهی شمشیرش..🖤(:
#شبِپنجم⁵
رو سینه ِارباب که اُفتاد؛
آروم گفت عَمو :
خیلی هَوای بوسههایت کردهام...
از عَموجان بیشتر، #بابا صدایت کرده ام ..