- آنجا یک قهوهخانه بود ، اما ننشستیم
به نوشیدن دوتا استکان چای ، چرا ؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا
مینشستیم و نفری یک
استکان چای میخوردیم ؟!
عجله ، همیشه عجله ! کدام گوری میخواستم بروم ؟!
[ من به بهانه رسیدن به زندگی ،
همیشه زندگی را کشتهام ] 🎼 .
- محمود دولت آبادی .
- با نگاهت دعوتم کردی به سیگار ُ غزل ؛
شعرازمن دودازمن چایهم مندم کنم ؟🍕
ﯾﮏ ﺩﻡ ﺑﯿﺎ ﺑﺎ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﭽـﺮﺧﺎﻥ ُ ﺑﺮﻭ
ﭼﺮﺧﯽ ﺑﺰﻥ ﻣﺴﺘﯽ ﻧﻤﺎ ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﺭﺍﻥ ُﺑﺮو💕.
- بعد مرگم شعر هایم را چراغانی کـُنید ؛
اهل ِدلرا جای حلوا ، شعر مهمانی کنید🍾 .
> خـُدایا شکرت ؛
ك جهان رو با رنگهای
مـُختلف زینت
دادی و آفــریـدی 🍒☁️ .
- یه جرعه شکرگزاری .