گاهی فکر میکنم اگر میتوانستم زمان را متوقف کنم، هیچوقت این لحظه را از دست نمیدادم. با تو بودن یعنی گوش دادن به سکوتهای پر از معنا، نگاه کردن به لحظههایی که هیچ کلمهای نمیتوانست آنها را توصیف کند.
هر بار که به تو فکر میکنم، لبخندت جلوی چشمم میآید، حتی وقتی دوریم. نمیتوانم انکار کنم که تو بخشی از من شدهای، کسی که حتی دور بودنش هم مرا پر از حس زندگی میکند.
امیدوارم هر قدمت روشن باشد و مسیرت پر از آرامش و کشفهای تازه. من همیشه به یاد تو خواهم بود، حتی اگر دیگر نمیتوانیم با هم باشیم.
— از طرف که هرگز تو را فراموش نمیکند به تویِ فراموشکار
https://eitaa.com/thetesa
به تویی که این نامه را خوندی
تمام حرفهایی که هیچوقت جرأت نکردم بگویم، حالا روی این کاغذ است. هر بار خواستم بمانم، چیزی بین ما بود که نگذاشت. این آخرین باریست که با تو حرف میزنم، بیصدا، درون این بطری.
نمیدانم خودت این نوشته را پیدا میکنی یا دست یک غریبه به آن میرسد. اما اگر تو باشی، میخواهم بدانی همه چیز واقعی بود؛ خندهها، خاطرهها، و حتی اشکهای پنهانی من.
دیگر راهی برای برگشت نیست. شاید وقتی این را میخوانی من در جایی دور باشم، جایی که هیچکس من را نمیشناسد.
اما یاد تو، حتی آنجا هم با من خواهد بود.
— از طرف که هنوز دوستت دارد برای نورم
https://eitaa.com/xxxpridictx
به تو،
گاهی وقتی به گذشته فکر میکنم، خندهها و حرفهایت جلوی چشمم میآید. حتی کوچکترین لحظهها با تو برایم پر از معنا بود.
میدانم نمیتوانم همیشه کنار تو باشم، اما میخواهم بدانی که هر خاطرهای که با هم ساختیم، هنوز زنده است و قلبم را پر میکند.
هر جا که هستی، امیدوارم روزهایت پر از آرامش و لبخند باشد و بدانی که کسی همیشه به تو فکر میکند و برایت بهترینها را میخواهد.
— کسی که تو را هنوز فراموش نکرده است
@dejavuyuyu
باید این نامه را میخواندی..
این آخرین کلماتیست که برایت مینویسم. نمیتوانم بیشتر از این بمانم و وانمود کنم همهچیز خوب است. هر لحظهای که کنار تو بودم برایم مثل زندگی دوباره بود، اما حالا وقت رفتن است.
نمیدانم چه کسی این نامه را پیدا خواهد کرد. شاید هرگز به دستت نرسد، شاید غریبهای آن را بخواند و فقط چند خط گمشده ببیند. اما اگر خودت باشی، بدان هنوز هم در قلبم جای داری.
همیشه بهم میگفتی «سنگدل» شاید راست میگفتی، اما هنوز هم دلم برایت تنگ است.
تمام آرزوهایم برایت روشن ماندنِ راهی است که میروی و آرامشی که پیدا میکنی.
— از سنگدل برای رزِسفیدم
https://eitaa.com/sok2oot
گاهی فکر میکنم اگر میتوانستم لحظهها را نگه دارم، هیچوقت این لحظهها با تو تمام نمیشد. با تو بودن یعنی حس کردن زندگی در سادهترین و واقعیترین شکلش.
تو همیشه بخشی از من بودهای، حتی وقتی از هم دور بودیم. هر خنده، هر نگاه و هر لحظهی کوچک با تو هنوز در خاطرم زنده است و نمیتوانم آنها را فراموش کنم.
امیدوارم راهت روشن باشد و هر روزت پر از چیزهایی شود که دلت میخواهد. بدان که کسی هست که همیشه به تو فکر میکند و برایت بهترینها را آرزو دارد.
— کسی که همیشه دوستت داشت
https://eitaa.com/blablall
نمیدانم چطور شروع کنم، شاید فقط با گفتن اینکه بودن با تو همیشه برایم یک حس عجیب و واقعی بود. هیچ کسی نمیتواند جای تو را پر کند، نه به خاطر حرفهایت، نه به خاطر خندههایت، بلکه به خاطر تمام آن لحظههای بیکلامی که فقط بین ما معنا داشت.
هر روز که میگذرد، بیشتر متوجه میشوم که تو چقدر برایم مهم هستی. حتی وقتی دوری، حضور تو در فکر و قلبم همیشه زنده است.
آرزو میکنم زندگیات پر از کشفهای تازه، آرامش و شادیهای کوچک باشد و هرگز فراموش نکنی که کسی همیشه به یاد توست و تو را دوست دارد.
— از طرف عشق ناشناس برای پروانه
https://eitaa.com/84486585/6360
به کسی که این نامه را پیدا میکند،
من سالها با امید زندگی کردم، اما حالا وقت رفتن است. مثل سایه ای بودم که دنبال نور میدوید اما هیچوقت به آن نرسید.
این آخرین پیغام من است؛ من سوار بر قایق کوچکی شدهام که مرا به جایی دور میبرد، جایی که شاید آرامش باشد.
اگر این بطری را پیدا کردی، بدان این نامه نه از سر ناامیدی، که از سر خداحافظی با گذشته است.
برای تو آرزو میکنم هیچوقت سایهات را گم نکنی و همیشه بادها قایقت را به ساحل امید برسانند.
—از طرف صدا برای سکوت
@Lilith_raining
اول این که ببخشید دیر شد
دوما از همه معذرت میخوام چون نتونستم بگم پشت این نامه ها داستان خاصی هست یا نه، کلی ایده تو ذهنم بود اما مشکل پیش اومد و نشد،
و من تجربه زیادی تو نامه نوشتن نداشتم و فقط بعضیاش رو خودم نوشتم پس باز هم معذرت اگر مورد پسندتون نبود
ایشالا تقدیمی بعدی جبران میکنم