کتابخانهی بی کتاب؟
اگر دمی به قلب خود گوش فرا دهی سرمد همه بزرگان خواهی شد. مولانا
به نظرم هر لحظه توی زندگی یه حس خاصی داره که دیگه هیچوقت و هیچجوره نمیتونی حسش کنی.
هردفعه که شاد میشی یه دلیل متفاوت داره
هر دفعه ناراحت و غمگین شدن یه دلیل
پس به نظرم باید قدر اون لحظه رو هرچی باشه چه شاد چه غمگین دونست.
ویکتوریا چاپل
کتابخانهی بی کتاب؟
به نظرم هر لحظه توی زندگی یه حس خاصی داره که دیگه هیچوقت و هیچجوره نمیتونی حسش کنی. هردفعه که شاد م
و زندگی به نظرم مثل یه راه پلهس که تو تنها با مرگت به آخرش میرسی.
هرچی بیشتر قدم برداری و بالا بری سخت تر میشه چون خسته شدی . بعضی وقتا مدت طولانی داخل یه پله گیر میکنی چون انقدر تند تند چندتا پلهی قبلی رو بالا اومدی و حالا نیاز داری نفس بگیری و استراحت کنی.
بعضی پله ها بلندن و گذر ازشون سخته اما میشه ازشون رد شد.
حالا ممکنه یه جایی این راه پله تقسیم بشه بین چندتا راه پله ی دیگه و تو باید انتخاب کنی داخل همین مسیر بمونی یا بری داخل یه مسیر دیگه و این دقیقا مثل انتخاب های مهم ما داخل زندگیمونه
اما یه پله هرچقدر هم بلند باشه یه راهی برای گذر ازش است. ممکنه یه راه جدید به وجود بیاد یا تو دوباره قوا بگیری بعد از مدتی استراحت
ویکتوریا چاپل
چرا هر سری میخوام نقاشیم خوب در بیاد گند میخوره توش و هر سری اهمیت نداره خوب در میاد؟
موسیقی چیزیه که هیچ چیز نمیتونه جاشو بگیره. هیچ چیز.
و هر ساز موسیقی خاص خودشو داره
هدایت شده از Hogwarts Academy ;
- تقویم هاگوارتز
🗓 سوم نوامبر
⚡️ در چنین روزی در سال ۱۹۵۹، سیریوس اوریون بلک، فرزند والبرگا و اوریون بلک و برادر بزرگتر ریگولوس بلک متولد شد.
*منبع: تقویم هاگوارتز
کتابخانهی بی کتاب؟
اعجوبه ار.جی.پالاسیو راجب یه پسر بچهس به اسم آگوست که سندرم(سندروم) تریچر کالینز داره و حالا برای
به نظرم یکی از مهمترین درسایی که این کتاب داد این بود : مهم نیست ظاهرمون چطور باشه، زندگیمون چطوریه ، زشتیم ، قشنگیم یا هرچی؛ مهم اینه هممون آدمیم و نباید هیچی رو از روی ظاهر قضاوت کنیم.
کتابخانهی بی کتاب؟
اعجوبه ار.جی.پالاسیو راجب یه پسر بچهس به اسم آگوست که سندرم(سندروم) تریچر کالینز داره و حالا برای
این کتاب از قبل شروع مدرسه ها دستمه و فکر میکنم دو یا سه هفتهی پیش خوندنشو شروع کردم و با اینکه کلا ۵۰۰ و خوردهای صفحهس تمومش نکردم
کتابخانهی بی کتاب؟
این کتاب از قبل شروع مدرسه ها دستمه و فکر میکنم دو یا سه هفتهی پیش خوندنشو شروع کردم و با اینکه کلا
کلبهی عمو تام هم که قشنگ دستمه و فقط تونستم تا وسطش پیش برم.
چون داستانش خیلی کند پیش میره همه چیز رو با جزئیات فراوان توضیح داده طوری که حتی رنگ کاشی داخل خونه هم گفته و ممکنه خوب باشه ولی من واقعا حوصلشو ندارم و هیچ کمکی به تصور بهتر نمیکنه بهم. چون هرطور بخوام تصور میکنم .
فونت کتابش خیلی ریزه و برای خوندن هر صفحه قشنگ باید دو یا سه برابر زمان خوندن یه صحنهی عادی رو زمان گذاشت.
گذاشتمش بمونه تا شاید یه روزی حوصلم گرفت ادامهش دادم .
به جز اون کتاب هابیت و دریا پشت ایستگاه قطار هم که مال کسیه بازم از قبل مهره دستمه و هنوز نخوندم( خوبیش اینه برای دختر خالمه براش فرق نداره کی بهش پس بدم چون از داخل کارتن در آورد )
دوتا از کتابای خودم که تازه خریدم و مجموعه جلدای هری پاتر که دارم دوباره میخونمشون و هنوز شروع نکردم به خوندن زندانی ازکابان.