🌱گل که شد مقصود،حتی خار حاجت می دهد
خار با تو می شود گلزارحاجت می دهد...
🌱حُب مولا را میان قلب خود تشدید کن
چون که زهرا طبق این معیار حاجت می دهد...
🔅السَّلامُ عَليکَ يا اَميرالمؤمنين علي ابن ابى طالِب عليه السلام.
🔅السَّلامُ عَلیَکِ یا فاطِمَةَ الزَّهرا سلام اللّه عَليها.
@Patoghedoostanha
صبحها مےڪنم ازعشق نگاهے بہ حسین
مےڪنم باز از این فاصلہ راهے بہ حسین
ڪردم امروزسلامے ز سر دلتنگـے
مُردم از حسرٺ ششگوشه الهےبہ حسین
صبحتون بخیر@Patoghedoostanha
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔶جواب امام زمان (عجل الله) به معترضین انتقام کربلا .....@Patoghedoostanha
✍ عقاب وقتی عمرش به آخر نزدیک شد، چنگالهایش بلند شده و انعطافِ گرفتن طعمه را دیگر ندارد!
نوک تیزش کند و بلند و خمیده میشود و شهبالهای کهنسال بر اثر کلفتی پَر به سینه میچسبد و دیگر پرواز برایش دشوار است.
آنگاه عقاب است و دوراهی؛ بمیرد یا دوباره متولد شود ولی چگونه؟! عقاب به قلهای بلند میرود نوک خود را آنقدر بر صخرهها میکوبد تا کنده شود و منتظر میماند تا نوکی جدید بروید. با نوک جدید تک تک چنگالهایش را از جای میکَند تا چنگال نو درآید. و بعد شروع به کندن پَرهای کهنه میکند. این روند دردناک صد وپنجاه روز طول میکشد ولی پس از پنج ماه عقاب تازهای متولد میشود که میتواند سی سال دیگر زندگی کند.
💠 برای زیستن باید تغییر کرد؛ درد کشید! از آنچه دوست داشت گذشت. عادات و خاطرات بد را از یاد برد و دوباره متولد شد، یا باید مُرد! انتخاب با خودِ توست...!
@Patoghedoostanha
ارزشمندترین مکان هایی که در دنیا میتوان حضور داشت
✨در فکر کسی...
✨در قلب کسی...
✨و در دعای کسی...
@Patoghedoostanha
🌱رازی که تا شهادت فاش نشد؛ #سهشنبههای_زیبا
یکی از همرزمان شهید محمد تورجیزاده در خاطرههایش نقل میکند:
گفتم محمد باید معاون گروهان شوی. قبول نمیکرد، با اصرار به من گفت: به شرطی که سهشنبهها تا عصر چهارشنبه با من کاری نداشته باشی، با تعجب گفتم: چطــور؟ با خنده گفت: جان آقای مسجدی نپرس، قبول کردم و محمد معاون گروهان شد. مدیریت محمد خیلی خوب بود.
یک روز اصرار کردم اصلا بگو ببینم بعضی هفتهها که نیستی کجا میروی؟ اصرار میکرد که نگوید. من هم اصرار میکردم که باید بگویی کجا میروی. بالأخره گفت: حاجی تا زنده هستم به کسی نگو، من سهشنبهها از این جا میرم مسجد جمکران و تا عصر چهارشنبه بر میگردم.
با تعجب نگاهش میکردم. چیزی نگفتم. بعدها فهمیدم مسیر 900 کیلومتری دارخــوئیــن تا جمکـران را میرود و بعد از خواندنن نماز امام زمـــان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر میگردد. یکبار همراهش رفتم. نیمههای شب برای خوردن آب بلند شدم. نگاهی به محمد انداختم. سرش به شیشه بود. مشغول خواندن نافله بود. قطرات اشک از چشمانش جاری بود. در مسیر برگشت با او صحبت میکردم. میگفت: یک بار 14 بار ماشین عوض کردم تا به جمکران رسیدم. بعد هم نماز را خواندم و سریع برگشتم
💐روحش شاد یادش گرامی
@Patoghedoostanha