هدایت شده از 🚩 زیرچتر شهدا 🚩
😍رمانی با 1500 پارت کامل و رایگان😍♨️
رمان این کانال از شدت هیجانی بودن و دلبر بودنش توی مدت زمان خیلی کم بالای صد هزار عضو گرفته و امروز هم به درخواست خود شما لینکش رو گذاشتم تا همگی استارت بزنید و شروع کنید به خوندن😌😉
https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44
من خودم این رمان رو توی دو ساعت تموم کردم اونقدر که پر ماجرا بود😜🙈❌
هدایت شده از گسترده ایران 🇮🇷
یه دختر مدرسهای بودم...
تازه همسرم شهید شده بود و تنها چیزی که از عشقم برایم باقی مانده بود، وصیتش بود: «درس خوندنت رو رها نکن» اما هنوز فرصت نکرده بودم با نبودنش کنار بیام که مجبورم کردند با مردی ازدواج کنم که ازش متنفر بودم...
یک دکتر خشن، بداخلاق و سرد.
اون هم از من متنفر بود. انقدر که بعد از عقد اجباریمون، منو به خونهاش برد.کتکم زد و رفت...
یک ماهی گذشت و اون هنوز برنگشته بود. تا روزی که وسط کلاس حالم بد شد. حالت تهوع امانم را بریده بود و به سختی، خودم رو به خونه رسوندم. مادرش منو پیش دکتر برد و وقتی جواب آزمایش رو دیدم، دنیا دور سرم چرخید. من باردار بودم...
تمام راه فقط التماس میکردم: «خواهش میکنم به پسرتون چیزی نگید...» مطمئن بودم اگر بفهمه دوباره سراغم میاد، کتکم میزنه و شاید این بار... نه فقط من، بلکه بچهام هم زنده نماند. اما او کاری کرد که هیچوقت انتظارش را نداشتم...
https://eitaa.com/joinchat/3168929114C3034182ec9
از مردی که از او میترسیدم باردار بودم. مطمئن بودم اگر بفهمد، بچهام رو ازم میگیره....
اما واکنش او، همه چیز را تغییر داد...
IR 13
بهترین و خاصترین عاشقانههای ایتا رو براتون آوردم
سرگذشت آیتکین _ قصهی عاشقانهی عشق و نفرت و کودکی معصوم احمد و آیتکین
آینههای پنهان _ قصه عاشقانهای پاک و نجات از تاریکی ترس قصهی عشق محمد و نیلا
ماه در خانه خاموش _ قصه عاشقانهای ناب و پر طرفدار دکتر آرمان و دلارا
خانه عشاق عاشقانهای زیبا و خاص
🔹🍃🌹🍃🔹
﷽
✨🌸اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً🌸🍃
🍃🌹🍃ـــــــــــــــــــــــ
🌿اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْكَ مِنّي سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن🌿
🍃🌹🍃ــــــــــــــــــــــــــ
السلام علیک یا علی ابن موسی:
اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقي النّقي و حُجّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ
🔹🍃🌹🍃🔹
#امام_زمان #صبح_بخیر #سلام
جراح بودم و معروف!
به اصرار زیاد دانشگاه قبول کردم چند ماهی تدریس کنم.
اونجا در کمال تعجب بین دانشجوهام، زن سابقم رو دیدم.
همونی که در حد خودم ندیده و طلاقش داده بودم.
اما حالا چقدر زیبا شده بود........
https://eitaa.com/joinchat/1005977702Cc8f1adff91
اون روز بیمارستان شلوغتر از همیشه بود و من خسته تر از همیشه ،خسته از پرستار های حرف گوش نکن دنبال یکی میگشتم اعصابمو سرش خالی کنم!
قرار بود دانشجو هامم بیان بیمارستان ،خبر دادن اومدن ناچار بهشون سر زدم ،از میون دانشجو ها نگاهم رو دختر زیبایی مات موند.
باورم نمیشد این دختر زیبا چقدر شبیه همسر سابق من بود !
همونی که صداش میزدم دهاتی و در حد خودم نمیدونستم و طلاقش داده بودم، مثل من با دیدنم شکه نشد، نگاهش برعکس گذشته ها بی تفاوت بود انگار که آدم چندان مهمی ندیده باشه و...
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥
اسم رمان« دلبر گیسو طلا »
این رمان قشنگو تو این کانال بخون 👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/1005977702Cc8f1adff91
جراح بودم و معروف!
به اصرار زیاد دانشگاه قبول کردم چند ماهی تدریس کنم.
اونجا در کمال تعجب بین دانشجوهام، زن سابقم رو دیدم.
همونی که در حد خودم ندیده و طلاقش داده بودم.
اما حالا چقدر زیبا شده بود....😱🔥
⛔️جذابترین رمان استاد دانشجویی⛔️
https://eitaa.com/joinchat/1005977702Cc8f1adff91