♥️🍃
موفقیت بها داره!
گاهی باید شب ها تا صبح کار کنی مهارت های جدید یاد بگیری ترس هات رو زیر پا بزاری،
چندین بار کتاب رو بخونی ساعت ها سخت تلاش کنی تمسخر دیگران رو تحمل کنی...
اما تو قدرتمند تر از اونی ک کم بیاری!
پس چرا از این قدرتت برا رسیدن به هدفات کمک نمیگیری؟! دلیل میخوای؟! من بهت دلیل بگم؟! چه دلیلی محکم تر از خودت؟!
چه دلیلی پر قدرت تر از آرزوهاتو هدفات؟!
پس واسه رسیدن بهشون از تمام تواناییت استفاده کن و با حال خوب بجنگ براشون.!
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
\╭┓ ╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۵۶۴ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی) مِنمِن کرد
\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
#قسمت_۵۶۵
#رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم)
به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی)
چشمهام رو بستم و سرم رو تکیه دادم به پشتی صندلی. ذهنم گیر کرده تو فکر حماقتهای محمد؛ همون فکرایی که مثل خوره میافتن به جون آدم و ولکن هم نیستن . صدای ناصر منو از باتلاق فکری کشید بیرون
— نرگس…
همونطور که سرم به پشتی بود، آروم چرخوندم سمتش.
— جانم؟
— یه زنگ بزن به فاطمهخانم بگو منتظر ما نباشن امشب نمیایم باغ.
— باشه، زنگ میزنم.
مکثی کرد، گفت:
— حرکت کن بریم.
— باشه… برای ویلای شمال چه تصمیمی داری؟
اخم کمرنگی نشست رو صورتش.
— ویلا به نام محمده. اون باید کاری کنه.
— بهش گفتی وامی که گرفتی از گاوداری بوده و ما هم توش سهم داریم؟ پس باید نظر بدیم؟
کلافه نفسش رو فوت کرد بیرون.
— همه رو بهش گفتم. ولی این محمدی
لحنش رو آهنگین کرد
-- از اون زبونبازهای قهاره… حسابی خودش رو تو دل محمد جا کرده، طوری که هیچجوره حاضر نیست ازش شکایت کنه.
— خودت چه فکری داری؟
چند ثانیه سکوت کرد. نگاهش خیره شد به جاده.
— نمیدونم نرگس… اگه غریبه بود، سهمش از گاوداری رو مشخص میکردم، ضرر و زیانی که زده رو برمیداشتم، بقیهش رو میدادم دستش و میگفتم به سلامت…
ولی برادرمه. از طرفی پدر و مادرم داغون میشن. اونها هم پیرن هم مریض… یه وقت بلایی سرشون بیاد، من خودمو نمیبخشم.
سنگینی حرفهاش نشست روی سینهم.
— پس عملاً کاری نمیکنی؟
آروم گفت:
— میشه کاری کرد و من نمیکنم؟
فکری کردم. دیدم راست میگه… کاری نمیشه کرد، مگر اینکه محمد خودش همکاری کنه. گفتم:
— حق با توئه ناصر جان. هر کاری صلاح میدونی همون کارو انجام بده.
لبخند محوی زد.
— ممنون که درکم میکنی.
لبخند بیجونی روی لبهام نشست.
— تو همه زندگی منی… صدتا از این گاوداریها فدای یه تار موت.
لبخندش دندوننما شد. دستشو گذاشت روی دستم، خیره شد تو چشمهام و با محبتی که ته صداش موج میزد گفت:
— خیلی دوستت دارم…
جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏
⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌
پارت اول👇👇
https://eitaa.com/chatreshohada/78183
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
عزیزان ما در نظر داریم شبهای جمعه خیرات #شهدا و #اموات و #پدرانومادارندرگذشته #بدوارثینوبیوارثین و روز جمعه برای #سلامتیامامزمانعجالله و #تعجیلدرامرفرجشون در مسجد #امامحسینعلیهالسلام وسه شنبهها هم به #عشقآقا و سلامتی و تعجیل در امر فرجشون در حسینه #سفرهافطار انشاالله بی ریا برای عموم مردم پهن کنیم.
لذا دست یاری به طرف شما آوردیم تا انشاالله هممون از #ثواب و #اجر این ماه عزیز بهرمند شویم
#شماره_کارت 👇👇
5892107050025454
#گروهجهادیشهدایدانشآموزی
فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇
@shahid_abdoli
#لینکقرارگاهگروهجهادی:
https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a
عزیزان، این اجازه رو به گروه جهادی ما بدید که احیاناً اگر مبلغی اضافه اومد، صرف کارهای خیر شود🙏
زیر چتر شهدا 🌹 🌱
عزیزان ما در نظر داریم شبهای جمعه خیرات #شهدا و #اموات و #پدرانومادارندرگذشته #بدوارثینوبیو
ان شاالله خدا به مال و جانتون برکت بده عزیزان کمک کنید که سفره افطار ما در جمعه ها و سه شنبه ها به عشق امام زمان پهن بشه... انشاالله حاجت روا شید و خداوند به خودتون و خونوادتون سلامتی عنایت کنه🤲🌹
760.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آمـوزش ۵۰ مـدل #کـوکـو و #کـتـلـت🍘
مـخـصـوص مـامـانـا و شـاغـلا😘
بـدو بـیـا☺️جـا نـمـونـی💃
https://eitaa.com/joinchat/1715340036C4d16314a45
🍰🍔🍕🍟🌭🥘🍤🥐🌯🍩
چرا حلقه دستت نیست؟!
جا خوردم...!
توقع هر حرفی رو داشتم به جز این...!
لبخندم رو مهار کردم و موشکافانه پرسیدم :
_به خاطر اینکه من حلقه ندارم یه ساعته داری اینجوری گریه میکنی ؟!
سرشو بلند کرد و خیره توی چشمام، با لحن بغض آلود و حرصی گفت :
_کم چیزیه مگه ؟!
هر جا میری همه فکر میکنن مجردی ، هی میخوان بیان مختو بزنن ، نمیدونن که تو زن داری ، زندگی داری...
ابرویی بالا انداختم و با بدجنسی تمام گفتم :
_زن دارم ؟! کو ؟! کجاست ؟! چرا من نمی بینمش؟! من اینجا فقط یه دختر شیطون و با نمک میبینم!
با چشم هایی گشاد و عصبی، مشتِ محکمی روی بازوم زد و حرصی گفت :
_ماهااااان...
با خنده ای که حالا روی صورتم نشسته بود ،نزدیکش شدم و گفتم :
_جانِ دلم...قربونت برم...
حرص نخور خانومم ، شوخی کردم باهات...تو تمام زندگی منی!
https://eitaa.com/joinchat/3110601207C44a24af936