🔴 صدایِ مادرِ خانهدار
سالیانِ سال است وقتی صحبت از #حضور_اجتماعی زنان میشود، اولین چیزی که به ذهن بسیاری از افراد میرسد این است که چرا زنان در مدیریت کشور جایی ندارند؟! چرا زن وزیر نداریم؟! چرا زن استاندار نداریم؟! چرا تعدادِ زنانِ در لیستهای نمایندگی مجلس و شورای شهر اینقدر کم است؟! چرا ...
من میخواهم بگویم موضوع فقط این نیست!! بخش بزرگی از جامعهی زنانِ ما #مادران_خانهدار هستند که در حال انجام مهمترین کار این عالم یعنی #تربیت نسلهای آیندهاند اما عملاً صدایی از آنها شنیده نمیشود و دغدغههایشان دیده نمیشود!
غالباً مردان برای زنان تصمیم میگیرند و حتی اگر زنانی هم در جمعهای تصمیمساز و تصمیمگیر حضور داشته باشند و وزیر و وکیل هم بشوند، صدای مادران خانهدار نیستند!
خانمی که ۱۰، ۱۵ یا ۲۰ سال مدیر بوده و مسئولیت اجرایی داشته، ولو ۲، ۳ یا ۴ فرزند هم داشته باشد، هیچگاه نمیتواند مثل یک مادرِ خانهدار فکر کند، دغدغهها و مشکلات روزمره او را بفهمد و حتی از زاویه او به مسئلهها نگاه کند!
جالب است که تقریباً هیچ یک از گروههای سیاسی به این قشر توجهی ندارند. حتی معترضین به حقوق زنان و فمینیستها نیز توجهی به این قشر که بزرگترین گروه اجتماعی داخل کشور هستند، ندارند.
باید ساز و کاری ایجاد کنیم که صدای این طیف از زنان جامعه شنیده بشود. باید به این موضوعات فکر کنیم ...
@basirat_shahriyar
عوامل جنایت اصفهان - @mrtahlilgar.mp3
18.43M
🔗 16 سال حبس برای فوتبالیست عضو شبکه توحشگران / اسناد عجیب درباره محمد مهدی کرمی
🎙 کمی پس از محاکمه محمد مهدی کرمی ، موجی با عنوان "به مامان چیزی نگو" در شبکه های اجتماعی به راه افتاد. حالا مشخص شده محمد مهدی کرمی که این جمله را به نقل از پدرش مطرح میکنند چند ماه قبل از آشوب ها اقداماتی را انجام میدهد که پدرش وادار به شکایت از وی شده است./ در کنار این حواشی که این روزها حسابی داغ شده، حالا اخباری هم از محاکمه ی باند اصفهان و شانزده سال حبس برای فوتبالیست عضو این باند رسانه ای شده است...
✅ این آدرس صفحات ما هست، لطفا حمایت کنید دیده بشه ✌️🇮🇷
لینک تمام صفحات ما در شبکه های اجتماعی
https://zil.ink/mr.tahlilgar
@mrtahlilgar1
52.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔗 16 سال حبس برای فوتبالیست عضو شبکه توحشگران / اسناد عجیب درباره محمد مهدی کرمی
🎥 کمی پس از محاکمه محمد مهدی کرمی ، موجی با عنوان "به مامان چیزی نگو" در شبکه های اجتماعی به راه افتاد. حالا مشخص شده محمد مهدی کرمی که این جمله را به نقل از پدرش مطرح میکنند چند ماه قبل از آشوب ها اقداماتی را انجام میدهد که پدرش وادار به شکایت از وی شده است./ در کنار این حواشی که این روزها حسابی داغ شده، حالا اخباری هم از محاکمه ی باند اصفهان و شانزده سال حبس برای فوتبالیست عضو این باند رسانه ای شده است...
✅ این آدرس صفحات ما هست، لطفا حمایت کنید دیده بشه ✌️🇮🇷
لینک تمام صفحات ما در شبکه های اجتماعی
https://zil.ink/mr.tahlilgar
@mrtahlilgar1
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️اشتباه نکنید قمیکلا گاف نداده واقعیت این است که آنها با "ایران" مشکل دارند
🔻در محافل شخصی و اتاق فکر این مزدوران از "سرنگونی ایران" استفاده میکنند
«رضا عبدی پور»
@basirat_shahriyar
⭕️ #اعدام_نکنید
🔻توماس هایگیت در حالی که تنها ۱۹سال داشت توسط انگلستان اعدام شد!
حدس میزنید جرمش چه بود؟!
آدم کشته بود؟!
قمه کشیده بود؟!
بزرگراه را با سنگ و آتش بسته بود؟!
خیر!
او فقط محل خدمتش را چند روز ترک کرده بود!
او به صبح زود اعدام شد و به او تیر خلاص هم زدند!
اینها از بیبیسی گفته شده نه از خبر بیست و سی!
@basirat_shahriyar
9.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید | تصاویر اتاق رصد سربازان گمنام امام زمان در اطلاعات سپاه قم | رصد آنلاین گوشی اغتشاشگران ؛ لحظه دستگیری سرشبکههای محرک را ببینید
@basirat_shahriyar
⭕️ مال این حرفها نیستید😂 اما خدایش معامله بصرفه ایه باشه قبول بیایید جابه جا بشیم ما توپ بخوریم شما گلوله!
@basirat_shahriyar
هدایت شده از معیار
بسمه تعالی
🔊گفتگوی صوتی هادیان سیاسی فعال کشوری
جلسه اول از سلسله جلسات دشمن شناسی
🌱با سخنرانی :
استاد گرامی جناب آقای علی امینی
پژوهشگر و تحلیلگر حوزه دشمن شناسی
🇮🇷موضوع:
دشمن، توهم یا واقعیت؟
🍃زمان: چهارشنبه ۲۱ دی ماه ساعت ۲۱
🍃مکان: کانال تحلیل صوتی هادیان سیاسی فعال:
https://rubika.ir/tahlil_samen
♦️معاونت سیاسی نمایندگی ولي فقيه در سازمان بسیج مستضعفین♦️
#توییت آقای تحلیلگر
✍️ دروغ بسیار زننده ای که درباره ی عوامل به شهادت رساندن #شهید_روحالله_عجمیان گفته میشود این است که آنها فردی را به قتل رسانده اند.
کشتن با "زجر کش" کردن فرق دارد!
@basirat_shahriyar
🔻خیالبافیِ جناب قالیباف (۱):
حاجقاسمِ لیبرال
🖊 مهدی جمشیدی
۱. واقعیّت این است پارهای از نخبگان انقلابی به جانب «اسلام رحمانی» شتافتهاند؛ همان اسلامی که به تعبیر آیتالله خامنهای، نشأتگرفتۀ از «معارف لیبرالیستی» است. اسلام رحمانی، تعبیر برآمده از خطّ فکریِ روشنفکریِ سکولار است که در جریان اصلاحات، صورت عینی یافت. چندی پس از اینان، جریان اعتدالگرا نیز چون احساس کرد که این رویکرد، «رأیساز» و «مقبولیّتآفرین» است، همین منطق را در پیش گرفت. دراینمیان، برخی گروهها و نیروهای فکری و سیاسی در جریان انقلاب نیز که با وجود ظواهرِ موجّه، سودای قدرت داشتند و میخواستند خویش را برآیندِ آرمانیِ ذائقۀ عمومی نشان دهند، به همین ورطه فروافتادند و به «سایهنشینانِ انگارۀ اسلامِ رحمانی» تبدیل شدند. بیش از همه، قالیباف و یاران و مشاورانش این جهتگیری را برگزیدند.
۲. اینک بهروشنی میدانیم که قالیباف، یک نیروی سیاسیِ «موقعیّتزده» و «اقتضامدار» است و وفاداری ایدئولوژیکش در لحظههای حسّاس، شکننده است. کافیست احساس کند که افکار عمومی یا بخشی از آن، متمایل به سویی است؛ دراینحال، او سر از پا نخواهد شناخت و بیمحاسبه و شتابزده، خواهد کوشید که خود را همداستان با آن «تمایل اجتماعی» نشان بدهد. این تمایل، ممکن است «برجام» باشد، یا «کنار نهادنِ طرح تنظیمگری فضای مجازی» یا «بیعملی نسبت به حجاب». بیجهت نبود که آیتالله خامنهای در آخرین دیدار خویش با مجلس، تعبیر «تعارض منافع» را بهکار برد.
۳. اینبار، او و دیگران از «حاجقاسم» برای روایت «اسلامِ رحمانی» بهره گرفتهاند و در جهت «چهرهپردازیِ لیبرال» از حاجقاسم کوشیدهاند. امّا واقعیّت تفکّر حاجقاسم، آن چند جملۀ بریدهشده از صدر و ذیلش نیست. اجازه دهید فارغ از این مطامع سیاسی و غرضورزانه، تأمّل کنیم که حاجقاسم چه گفته است. یک ضلع از منطق او این است که جریان انقلابی و حزباللهی، هرگز نباید دچار «بریدگی از تودهها» و «گسستگی از خُردهفرهنگهای متفاوت» شود، بلکه باید بکوشد با آنها «ارتباط» برقرار کند تا در اثر این ارتباط، سخن انقلاب را به آنها منتقل کند:
«باید با مردم گفتگو کنیم... نباید فقط به قشر مذهبیِ نزدیکِ خودمان بسنده کنیم... باید مردم را حفظ کنیم... اینان مردم ما هستند... همه مثل هم نیستند... نباید مردم را از دین برانیم... اگر بگوییم فلانی باحجاب و فلانی بیحجاب است دیگر چه کسی را میخواهیم حفظ کنیم... آن دختر بدحجاب هم دختر ما و جزو جامعۀ ماست... باید به آنها توجّه کنیم و با آنها رابطۀ صمیمی برقرار کنیم... رابطۀ حزباللهی با کسیکه دینش ضعیفتر است موضوعیّت دارد... اینکه فقط رابطۀ حزباللهی با حزباللهی را در پیش بگیریم خطاست... باید برای جذبکردن به میان مردم برویم.»
این گفتههای او به معنی آن است که نیروهای فکری و فرهنگیِ جبهۀ انقلاب نباید «خویشبسنده» و «حصارنشین» باشند، بلکه به قصد «هدایت» و «روشنگری» و «جذب»، از جماعتهای خویش بیرون بیایند و به سراغ «دیگریهای فرهنگی» بروند. این دیگریها، دچار «ضعف در دینداری» هستند، امّا باید به آنها نزدیک شد و منطق انقلاب را به آنها عرضه کرد. روشن است که در این بیان، هیچ اثری از اسلام رحمانی نیست؛ چراکه حاجقاسم، «نسبیاندیشانه» قضاوت نمیکنند و نمیگوید باید این بخش از جامعه را به حال خویش «رها» کرد، بلکه برعکس، دعوت به «امربهمعروف و نهیازمنکر» میکند.
۴. حاجقاسم در جای دیگری میگوید:
«نباید بهعنوان مسئول و به بهانۀ رقابتهای انتخاباتی، بر محفوظماندن دختر خودمان حریص باشیم، امّا بر ولنگاریِ جامعه، بیتوجّه؛ چنانکه کسی جرأت نکند در جامعه، امربهمعروف و نهیازمنکر کند، بلکه مسئول باید همانند کشاورز، علفهای هرز را هرس کند تا مزرعه از بین نرود.»
حاجقاسم در اینجا نیز برخلاف منطقِ اسلامِ رحمانی:
اوّلا، با تعبیر ولنگاریِ اجتماعی نشان میدهد که دچار «نسبیگرایی ارزشی» و فروکاهیدنِ ارزشهای شرعی به سلایق فرهنگی نیست؛
ثانیاً، ارزشها - و از جمله حجاب - را جزو «مسألههای اصلی» میشمارد که آشکارا به وضع دختران اشاره میکند و آن را مبنای قضاوت صریح خویش قرار میدهد؛
ثالثاً، به «مداخلۀ مستقیمِ حاکمیّتی» در زمینۀ ارزشها باور دارد، چون میگوید کارگزاران نباید مجال بدهند که آسیبهای اجتماعی – یا همان «علفهای هرز» – جامعه را آلوده کنند.
رابعاً، معتقد به مشروعیّت استفاده از «سازوکارهای سلبی» است؛ هرچند آن را مقدّم نمیشمارد.
خامساً، بر این باور است که باید امکان «امربهمعروف و نهیازمنکر» فراهم باشد و جامعه دچار «فردگرایی» و «خصوصیانگاریِ کنشهای عمومی» نشود.
بنابراین، روایت قالیباف از منطق حاجقاسم، آغشته به تحریف است.
@basirat_shahriyar
🔻خیالبافیِ جناب قالیباف (۲):
پیش به سوی سوپر لیبرالیسم
🖊 مهدی جمشیدی
۱. روشن است که جناب قالیباف یک «متفکّر» یا «محقّق» نیست که «گفتگوی معرفتی» با او معنا داشته باشد، بلکه یک مدیر اجرایی و عملیاتی است، امّا اینکه او در قدرت است و اطرافیانی دارد که نجواهای لیبرالیستی به گوش او میخوانند، یک خطر جدّی است. همانطورکه جریان اصلاحات و اعتدال، از انقلاب و امام خمینی– به تعبیر رهبر انقلاب - «روایت لیبرالی» ارائه دادند؛ چنانچه ایشان را نیز به حال خویش وابنهیم، چهبسا با شدّت بیشتری همین مسیر را طی کند و باز هم تفکّر رهبر انقلاب و حاجقاسم تحریف و تفسیربهرأی کند. ازاینرو، بیپروا از برچسب ناروای «سوپرانقلابیبودن» – که رهبر انقلاب آن را دربارۀ جریان چپ که در دهۀ نخست انقلاب، رفتارها و برخوردهای نامشروع داشت بهکار بردند، نه دربارۀ نیروهای انقلابیِ کنونی – به روشنگری و گفتمانسازی و تبیینگری ادامه میدهیم.
۲. رهبر معظّم انقلاب در سخنرانی خویش تصریح کردند که حجاب، یک «ضرورت/ لزوم/ واجبِ شرعیِ غیرقابلتردید/ شبههناپذیر/ خدشهگریز» است که «باید» رعایت شود. در این مجال، فقط به این «بایدِ» پایانی میپردازم؛ این گزارۀ ایشان که «حجاب باید رعایت شود». این «باید»، چه زمینهها و دلالتهایی دارد؟!
۳. دوگانۀ «باید/ شاید». ایشان تصریح میکند که حجاب، «باید» رعایت شود، نه اینکه امری از جنس «شاید» باشد و «انتخاب» و «اختیار» و «احتمال» در آن راه داشته باشد. این «باید» از همان قطعیّتِ حکم برمیخیزد که در منطقۀ «وجوب/ حرمت» است، نه در منطقۀ «استحباب/ کراهت». ازاینرو، ما با یک «بایدِ سخت» مواجه هستیم که بههیچرو نمیتوان آن را نادیده انگاشت یا فروکاست. هیچ مفرّ و گریزگاهی وجود ندارد و هیچ توجیهی، کارساز و مطّهِر نیست.
۴. دوگانۀ «شرع/ سلیقه». حجاب، «حکم شرعی» است، نه سلیقۀ ملّی یا محلّی یا سیاسی. ازاینجهت، حجاب یک «ارزش الهی» است نه یک «پسندِ عرفی». نظام جمهوری اسلامی نیز به سبب اینکه «تابعِ» شرع و «مجریِ» آن است، باید به این حکم الهی گردن بنهد، نه اینکه از سوی خویش، به جعل و وضع بپردازد و در حکم الهی، تصرّف کند. بهبیاندیگر، اینگونه نیست که حجاب، «مخلوقِ فرهنگیِ نظام جمهوری اسلامی» باشد و برساختۀ عالم سیاست. منشأ این حکم، شرع است و بدینجهت، «چانهزنی» معنا ندارد.
۵. دوگانۀ «حقیقت/ مصلحت». شرایط اجتماعی نیز چنان نیست که بتوان ذیل عنوان «مصلحت»، به رهاسازیِ حکم حجاب، تن در داد و استدلال کرد چون در اثر این اصرار و پافشاری، اختلال نظام پدید میآید یا جامعه دچار تضاد درونی میشود باید آن را فروگذاشت. چنانچه اهتمام نهادهای فرهنگی به «زمینهسازیِ فکریِ حداکثری» معطوف شود و نهادهای مجری نیز «هوشمندانه» و «حسابشده» عمل کنند، نه شکاف در جامعه رخ خواهد داد و نه دشمن، طعمهای برای جوّسازی به چنگ خواهد آورد. کسانیکه منفعل و واداده هستند، همواره سادهترین راه را انتخاب میکنند که همان «پاککردن صورت مسأله» است؛ یعنی میگویند مواجهه به مسألۀ حجاب، خودش مسألهساز است و ازاینرو، باید از آن عقبنشینی کرد.
۶. دوگانۀ «قانون/ توصیه». «باید»ی که رهبر انقلاب از آن سخن به میان آورده است، «بایدِ حقوقی» است، نهفقط «بایدِ اخلاقی»؛ یعنی اینگونه نیست که حاکمیّت باید فقط «موعظه» و «نصیحت» کند و انتخاب نهایی را به خود افراد واگذارد. آری، چنانچه حجاب به «قلمرو خصوصیِ افراد»، منحصر بود، حاکمیّت نباید به این حریم وارد میشد و با الزام، آن را اجرا میکرد، ولی وقتی به تعبیر رهبر انقلاب، مسأله عبارت از «حرامِ اجتماعی»، روشن است که در اینجا، حاکمیّت اسلامی نمیتواند نتیجۀ نهایی را به «وجدان اشخاص» وابنهد تا هر که خواست انتخاب کند و هر که نخواست انتخاب نکند. پس قدم دوّم که همان «الزام قانونی» است، از این جهت موضوعیّت مییابد حجاب، «دلالت اجتماعی» دارد و بیتعهدی به آن، «مصالحِ معنویِ دیگران» را به خطر میافکند. پس چنانچه کسی از دعوت فرهنگی، اثر نپذیرفت و اصرار به ولنگاری و بیبندوباری کرد، حاکمیّت باید او را «وادار» کند. چنین الزامی به تعبیر فلسفۀ سیاسی، از نوع «زورِ مشروع» است.
۷. دوگانۀ «تنبیه/ رهاشدگی». از آنچه که در بند پیشین آمد میتوان نتیجه گرفت که چون حجاب، جنبۀ «قانونی» نیز دارد و قانون نیز خواهناخواه، «ضمانت اجرا» دارد، باید برای قانونشکنان، «مجازات» نیز در نظر گرفت. در غیر این صورت، قانونیبودنِ آن معنا ندارد. قانونی که برای شکستنش مجازات لحاظ نشود، یک «دعوتِ اخلاقیِ محض» است. پس هرچه که قانونی شود، بهطور ذاتی، «سازوکار سلبی» نیز داشت.
@basirat_shahriyar