وضعیت:
وقتی کتاب سفارش میدم و حالا هر ثانیه تو سایت هستم که ببینم وضعیتِ سفارشم چطوریه و کِی قراره برسن:)))😂😭
-خببرگردیمبهروزِاولِآشناییمون؟:))
یهدخترِآرومکهقلبِمهربونشروهموناول
شناختم...
یکمگذشتوحالاتوکلاسِسایت
هستیم...اونجااولینترمیبودکهباهمدیگه همکلاسیشدهبودیموتو؟:) توباکاریکه کردیبهقلبمآشناشدهبودی...
بعدهاکهدیگهپایِداینوهمبهروابطماباز
شدهبود:))
تومامانِداینوبودیومنخاله اش...
یادتهعروسدارشدی؟:)))🎀🦖
گذشتوگذشتوحالادیگهسُمچههمشده بودیم:)))
خواستمبگمکهتوهمیشهسُمچهمنباقی میمونی!🤍
شایدازاینبهبعدفاصلهافتادهباشهبینِما ولیخبمیدونیدیگهمنجزئیاتبهخوبیتو ذهنممیمونهومعلومهکهتوهمیشهیهگوشهِ
ازذهنمنجاخوشکردیباتمامِمهربونی
هات:)))
ازصمیمِقلبمبهترینهاروبراتمیخوامحالا کهداریهمسایهبابارضامیشیجونم...
میدونیکهخوشحالیتو،خوشحالیِمنه...
پسزندگیکنولذتببرازلحظهلحظه هات:)))
¹⁴⁰⁵.².²⁷
«اما باید یک چیزی بهت بگویم. اگر میخواهی زندگیات را بسازی مجبوری طاقتت را بیشتر کنی.»
-کافکا در کرانه/هاروکی موراکامی.
هدایت شده از “پنآه”
من تو نوشتن خوب نیستم..
فقط اینو بدون قراره کلی دلم برای شبایی که پیش هم بودیم، چایی خوردنا، ریز ریز حرف زدنا، فیلم ترسناک دیدن و گرفتن دستت از ترس، سر به سرت گذاشتنا و همهی همهی لحظات قشنگمون، برای رامسر و هر باری که میگفتم باشه دیگه بخندین حالا که من دارم میرم و فکرشم نمیکردم به این زودی اون لحظه فرا برسه... تنگ بشه:)
قرارمون مشهد، باشه؟.
ایتا ویو رو برگردوند، ولی چه فایده که از ۱۰ صبح یه فیلم با کیفیتِ خوب نمیتونم ارسال کنم...🚶🏻♀️
هدایت شده از حنا و دوستان
در سلام بر تو دست را بر روی سینه میگذاریم تا قلب از جایش کَنده نشود آقای اباعبدالله…
دلم رشت میخواد.
گشتن تو خیابون هایِ گلسار با بچه ها،
پارک نزدیکِ دانشگاه...
شهرداری رفتن هامون بینِ آنتراکِ کلاس ها...
و بیشتر از همه دلتنگِ جمع شدن هامون کنارِ هم هستم...
که رشتِ عزیز، مسبب این دورهمی ها بود:))