دیشب زود تر از بقیه شب ها خوابید،
شاید چون گوشیش شارژ نداشت که بخواد بیدار بمونه.
و بالاخره فهمید که چرا هر شب دیر میخوابه.
سکوت دیشب و حمله ی ناجوانمردانه ی افکارش..
هر شب فرار میکنه تا جایی که دیگه فرصتی برای فکر کردن براش باقی نمونه چون اون فکرا همشون دست به دست هم دادن تا ناراحتش کنن.
#feels
امروز (خلاصه):
لوت و سالار و کاروان هشت ستاره.
گل های افتاب گردون و پسته های نرسیده.
غورباقه ی کلاه گوجه ای و مورتالِ بی رحمانه.
سوپرایز،بغل طولانی، خداحافظی های ناراحت کننده.