هدایت شده از آشغالایِ رنگی !-
قَدْ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ
و من تورو میبینم وقتی که از شدت ناراحتی به آسمون نگاه میکنی...
-بقره۱۴۴
من خیلی دوست دارم صحبت کنم، دوست دارم از حس و حالم بگم ، دوست دارم مثل بقیه حرفای قشنگ بزنم راجب این موقعیت ولی انگار نمیتونم.
انگار کلماتم پشت سر هم قرار نمیگیرن انگار هرکدوم میخان بزنن تو صف و زود تر گفته بشن و اخرش فقط سکوته که از من شنیده میشه و این اون چیزی نیست که من واقعا میخام.
نت که قطعه،اخبار که چیز خاصی نمیگه،
اسرائیل که خبری پخش نمیکنه.
خدایا ذره ذره وجودم داره عذاب میکشه.
به کشورم نگاه میکنم به شهرم به خونه ها به مردم به بچه هایی که بازی میکنن تو کوچه
به خاطراتم به خودم به آرزوهام به لبخندم که محو شده، به تو که از من دوری به خودم که سردرگمه، به آینده ای که شاید نباشم توش،به احساساتم که ذوب میشن و به صبرِ لبریز شدم به گریه ها و خنده ها به آرامشی که گم شده به موشک به خون به رفتن...
#feels