خیلی دختران دانشگاهمون میکاپ های قوی و زیبایی میکنن (عروسی داریم همیشه) و من روز به روز بیشتر نسبت به خودم احساس بدی پیدا میکنم و هر وقت از دانشگاه برمیگردم،حس میکنم که دیگه نمیخام هیچ وقت برم اونجا.
هدایت شده از [ Ephemeral ]
I want Halloween.
Just to wear my favorite customs
از خیلی وقت پیش بخاطر تعریفای خانوم ریح دوست داشتم کتاب "کلمه های آبی تیره"رو بخونم و امشب شروعش کردم.
اگه داشتم سریال زندگیم رو میدیدم
قطعا این قسمتا اون قسمتایی بودن که میزاشتم رو دور ×2 (محتوای سرگرم کننده ای وجود نداره اصلا.)
هدایت شده از Diary
یکی از بچه های دانشکدمون از ارتفاع افتاده زمین و الان توی کماست ، ممنون میشم اگه براش دعا کنید((:
چون همه این را میدانند تلفنی که بهش خیره بمانی،هیچ وقت زنگ نمیخورد.
[کلمه های آبی تیره]
خیلی جالبه،خوابم میاد، احساس مریضی و تب دارم و همه مفاصل بدنم درد میکنن، وضعیت روحیمم که هیچی. پس چیکار میکنم؟
چون اهنگ لاک پشت های نینجا تو مغزم پلی شد میرم که بیینم 😭-