معلم ریاضیمون داشت میگفت خیلی فیلم و سریال میبینه
بچه ها شروع کردن اسم سریال بگن
که مثل اینکه همشونو دیده بود
بعد گفت شما نمیخاد ببینید
شما درس بخونید
من میبینم میام براتون تعریف میکنم 🚶♂
- مامان . بابا .
وقتشه بیایین بهم شب بخیر بگین بوسم کنید
+ باشه رایلی
|درون بیرون |
امروز جشن ستارگان داشتیم
و کل مدرس باید میرفتیم یه تالاری که اره اونجا تقدیر و اینا کنن ازمون
اول که تا ساعت ۱۲ مدرسه بودیم
بعد ک آزادمون کردن
یه ۸ نفر بودیم گفتیم
خب
نمیریم خونه میریم بیرون بعدش میریم تالار همگی
که رفتیمو
یهو رفتیم خونه یکی از بچه ها
و اونجا یه ساعت بودیم
ناهاری خوردیما
سه مدل غذا .
بعدش کلا من تاحالا با این نفرات خونه ی هیچ کدوم از دوستام نرفته بودم
اصن تاحالا خونه ی دوستای مدرسم نرفته بودم
و واقعا حس خوبی بهم میده و جالبه
خیلی ..
خب بعدش جمع کردیم رفتیم تالاره