پلی لیست ذهنیم این چند روز محدود شده به اهنگ :
Just the two of us
We can make it if we try
Just the two of us
You and i
منطقی نیست که الان بغض کنم بخاطر شعر حفظی ... نه بخاطر اینکه حفظ میشم یا نمیشم چون خیلی شعرش قشنگهه 😭
از قسمت خوب امروز میشه به صدای گنجشکا و آسمون آبی و نسمی که پرده ی کلاسو تکون میداد وسط زنگ ریاضی
اشاره کنم
اما این فقط احساسی برای چند لحظه ی کوتاه بود .
قسمت هایی که امروزو سخت تر از بقیه روزا کرده بود :
۱.شروع روز با امتحان ادبیات .
۲ . شروع کلاس ها و موندن تا ساعت ۲ و نیم .
۳. خوابالودگی چون تا پاسی شب به مطالعه ادبیات مشغول بودم .
۴. زنگ طاقت فرسای شیمی .
بله روز اول بهمن اینطوری گذشت !
خواب دیدم یه بچه گربه دارم ، که خیلی قشنگ بود ، خیلی .
الان بیدار شدم و بچه گربه ام ندارم 🚶🏻♂
یادتونه اون سارایی که قرار بود بهم پیام بده و نداد رو ؟ میخواستم بگم که هنوزم نداده و 4 ماه گذشته ... *استیکر خنده.
با ستاره ها صحبت کوتاهی داشتم اون هاهم مثل اینکه شب ها بیدارند و روز ها میخوابند .
از ساعت 11 شب تا 3 صبح مثل پلک به هم زدن میگذره ولی از ساعت 10صبح تا 2 ظهر اندازه ی قرن ها زندگی دایناسور ها روی زمین میگذره ...