واقعا نیاز دارم هیچ کدوم از آدمایی که تو زندگیم بودن و هستن رو به یاد نیارم.
به جای اینکه کل روز بشینم به خاطراتم باهاشون و حسرتام فکر کنم، اینجوری میشم که عه یارو چقدر آشناست... ولی نمیشناسمش.
اون فرشته ای که مأموره تا مراقبم باشه و اعمالم رو ثبت و ضبط کنه هرازگاهی میزنه رو شونه ام و میگه: داداش ولی خودمونیما عجب اسکلی هستی.