هدایت شده از a girl written by angels
این پیام رو فور کنید تا بر اساس وایبی که از شما میگیرم بگم.
_اگه یه روز فراموشی بگیرید با چه چیزی همه چیز یادتون میاد.
حتما جوین باشین.
تگتون، مثل همیشه.
هدایت شده از a girl written by angels
یکی از دفتر های ژورنالتو بهت میدن و تو با ورق زدن بین چیزایی که خودت خلق کردی یادت میاد دلیل اینکه اینطوری چیدیشون چیه و پشت هر عکس چه خاطره ای هست.
(و راستی ژورنال هات خیلی قشنگه)
هدایت شده از a girl written by angels
تو خاطره های بد رو نمیتونی فراموش کنی و با هر تلنگر کوچیکی یه بخششون برمیگردن.
هدایت شده از a girl written by angels
تو خودتو با صدای گیتار برقی به یاد میاری یادت میاد این صدا آشناس و کم کم میدونی میتونی بنوازی و تمام خاطره هات با شنیدن تک تک آهنگا با بیس گیتار یادت میاد.
هدایت شده از a girl written by angels
یه نفر دوربین قدیمیت رو دستت میده. بدون فکر کردن روشنش میکنی و دقیقاً میدونی کدوم دکمه رو باید بزنی؛ بعد عکسهایی رو میبینی که خودت گرفته بودی و خاطرهی هرکدوم کمکم برمیگرده.
هدایت شده از a girl written by angels
صدای یه نفر رو از پشت سرت میشنوی. چهرهش رو هنوز نمیشناسی، اما صدای خندهش برات آشناست؛ انگار مغزت هنوز اسمش رو فراموش کرده ولی خاطرهش رو نه.
هدایت شده از a girl written by angels
تو خودتو وسط دیدن سریال مورد علاقت به یاد میاری چون یادت میاد چقدر سر این قسمت خوشحال بودی
هدایت شده از a girl written by angels
روی یه نیمکت قدیمی میشینی و ناگهان میفهمی قبلاً دقیقاً همینجا نشستی. حتی یادت میاد اون روز به کدوم سمت نگاه میکردی و منتظر چه کسی بودی.
هدایت شده از a girl written by angels
یه جعبهی موسیقی قدیمی رو باز میکنی. ملودی شروع میشه و ناگهان تصویر یه اتاق، یه پنجره و یه بعدازظهر آفتابی توی ذهنت روشن میشه.