- آن كس که شتاب دارد، عاشق نیست.
تشنه ایست که معشوق را
چشمه ی آب شیرین تصور کرده است.
وقتی دوید و رسید و نوشید و ورم کرد،
رها میکند و میرود.
محبوب، چشمه ی آبِ شیرین نیست ؛
هوای خنکِ دمِ صبح است.
- دیگر نمیتوانم مثل قبل بنویسم، اینبار نه حرفی میتوانم بزنم، نه چیزی را بنویسم، فقط میتوانم بنشینم و نابود شدن خودم را ببینم.
- من شیشه ی عینکی بودم که تو از آن به دیگران نگاه میکردی
و هیچوقت مرا نمیدیدی
همینقدر نزدیک، همینقدر دور ..
- سکوت من همیشه به معنی رضایت نیست
گاهی یعنی خستهام، خستهام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی به فهمیدن نمیدهند، توضیح دهم.
- آدم دلش برای چیزهای عجیبی تنگ میشود آنقدر عجیب که میداند درباره ی ابعاد دلتنگیش با خودش هم نباید حرف بزند.