- چیزی نخواهم گفت باور کن
گاهی سکوت، آیینه ی داد است
روزی مرا خواهی شنید از دور
بغض، ابتدایِ ترد فریاد است
- ﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﺪﻩ، ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ
ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻢ ؛
ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩﺍﻡ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﭙﯿﭽﺪ ﺩﺭ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﻢ.
- در نیست، راه نیست
شب نیست، ماه نیست
نه روز و نه آفتاب
ما بیرون زمان ایستاده ایم ..
- ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت
بر سینه میفشارمت، اما ندارمت
ای آسمان من که سراسر ستارهای
تا صبح میشمارمت، اما ندارمت
در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده میگذارمت، اما ندارمت
میخواهم ای درخت بهشتی، درخت جان
در باغ دل بکارمت، اما ندارمت
میخواهم ای شکوفهترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت، اما ندارمت.
- چقد عجیب میشد،
اگه انتظار هیچی رو نمیکشیدیم.
دنیا خالی میشد از زمان، از مکان
از من.
- شب
با تمام سکوتش
در میان سلول های افکارم فریاد میزند؛
که تو را فریاد بزنم.
و من هرشب تو را برایش انکار خواهم کرد.
- دلم می خواهد آب من را بپوشاند، به دریا ببرد و آنقدر آن پایین نگهم دارد که همه چیز ساکت شود.
تا زمان دنیا را شفا دهد.
- برای زیستن هنوز بهانه دارم
من هنوز میتوانم به قلبم که فرسوده است فرمان بدهم که تو را دوست داشته باشد.