- پشتِ پلکهایت، گردنت، چشم هایت و حتی دستهایت را بگرد
من یک جایی در وجودت جا ماندهام .
- من تورو برای عمر باقی مانده ام میخواستم،
برای شب هایم، برای آغوشم، برای خانه ام.
اما اکنون من و شب ها و آغوشم و خانه ام
همگی دلتنگیم.
- ناامیدی مثل موریانه روح مرا گرد میکند
ولی در ظاهر روی پاهایم ایستاده ام
گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم
اما حقیقت این است که خسته هستم.
- ما هرگز از دوست داشتن پنهانی کسانی که زمانی آنها را آشکارا دوست داشتیم خسته نخواهیم شد.
- چرا نباید صریح بگویم که دوست داشته شدن از سوی کسی که دوستش می داری آن حس و حالتی است که در واژه عام و عادی خوشبختی نمیگنجد.
-محمود دولت آبادی
- چکار کنم تا از اندوهت کم شود؟!
میدانم همرنگ شب شده ای
من خود آن نقاشی ام که بر بومم
درد را با لبخند میکشم.
- آری غریبه میشویم ؛
اما رد دست هایت بر تنم، آهنگ صدایت در گوش هایم، طعم بوسه هایت بر لبم، بوی آغوشت بر کالبدم، و رد احساست بر روحم
تا همیشه باقی میماند.
- تردید نکن که نوری هست
شاید چندان نباشد که گفته اند اما آنقدر هست که از پس تاریکی ات برآید.