- تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو بسان قایق سرگشته، روی گردابم!
- تو را آرزو نخواهم کرد هیچ وقت،
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت
که با دل خود بیایی؛ نه با آرزوی من.
-ادوارد رابیز
- کاش میشد آدمی گاهی، فقط گاهی به اندازه نیازش بمیرد، بعد بلند شود؛ خاک هایش را بتکاند.
اگر دلش خواست برگردد به زندگی، اگر هم دلش نخواست بخوابد تا ابد.
- خسرو شکیبایی
- به من میگفت :
چشم هاى تو مرا به این روز انداخت
این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشانده
تاب و تحمل نگاه هاى تو را نداشتم.
نمیدیدى که چشم بر زمین میدوختم؟"
به او گفتم:
در چشم هاى من دقیق تر نگاه کن!
جز تو هیچ چیزى در آن نیست...
- چند سال است کسی را دوست دارم ، که امروز مطمئن نیستم دوستش دارم.
اصلا نمیدانم برای چه دوستش دارم!
اصلا نمیدانم دوست داشتن یعنی چه ،
فقط میدانم چند سال دوستش داشتم و شاید دارم.
- تو دیگر هیچ سهمی از قلب اندوهناکم نداری. دیگر حتی مشتاق دیدارت هم نیستم. اکنون قلبم از تو و رویای تو تهیست.
- در انزوای تاریک خویش بودم.
از سمت نور آمدی
و مرا غرق در روشنایی معرفت خود کردی.
شاید ندانی اما جهان را در نگاهم زیباتر میکنی.
بی شک داشتن کسی مانند تو ، مثل داشتن تکه ای از بهشت است.