- چند سال است کسی را دوست دارم ، که امروز مطمئن نیستم دوستش دارم.
اصلا نمیدانم برای چه دوستش دارم!
اصلا نمیدانم دوست داشتن یعنی چه ،
فقط میدانم چند سال دوستش داشتم و شاید دارم.
- تو دیگر هیچ سهمی از قلب اندوهناکم نداری. دیگر حتی مشتاق دیدارت هم نیستم. اکنون قلبم از تو و رویای تو تهیست.
- در انزوای تاریک خویش بودم.
از سمت نور آمدی
و مرا غرق در روشنایی معرفت خود کردی.
شاید ندانی اما جهان را در نگاهم زیباتر میکنی.
بی شک داشتن کسی مانند تو ، مثل داشتن تکه ای از بهشت است.
- وقتی که ترکت کردم
جای تنفر از من، لحظه ای دلیلش را جویا شو
شاید فقط برای خودت بوده باشد، شاید از دوست داشتن زیاد باشد.
- نمیگویم دوستت دارم اما به جای آن، تو بدان دلیلِ اشک های منی. تو خنده های میانِ گریه، تو قطره آبِ رسیده به لب بعد از کابوس های منی.
- به آنان که مرا دوست میدارند التماس میکنم که انزوایم را نیز دوست داشته باشند، وگرنه پنهان میکنم خود را حتی از چشم ها و دست هایشان.
- عزیزِ من ؛
در آخرین عکسمان آنقدر مرا دوست داری که باورم نمیشود رفته ای ..
اما هنوز هم وهمی از تو درونِ محفظه ی خیال من اسیر شده است و مرا شکنجه میدهد.