- عادت دوست داشتنت دست خودم نیست
میدانی ممنوعه یِ من ،
دوست داشتنت عادت شده در وجودم، حسی شبیه تشنگیست که نمیشود از یادش برد ؛
نمیشود انکارش کرد ؛
باید آب نوشید ؛
و تو همان آب گوارایی بر عطش دلتنگی
- میدانم هربار که میگذارم برگردی
دستی دستی دلم را میکشنم ..
اما چه کار کنم؟
نمیتوانم بگذارم بروی.
- قطعه ای از من كنار توست و قطعه ای كنار
خودم. قطعاتم دلتنگ یکدیگرند، میشود بیایی؟
- محمود درویش
- نمیدانست انسان امن داشتن چگونه است تا اینکه دید دلش میخواهد برود میان دستانش، چشمانش را ببندد و تا میتواند نفس بکشد.
- میخواهم خم شوم روی خودم، دست کنم بین دنده هایم و بغض را از جناقم بیرون بکشم و مثل گنجشکی خاکستری آزادش کنم.
- کم حرف شده ام. دوست ندارم توضیحی به کسی بدهم و هیچ توضیحی از کسی نمیخواهم.
میشل مونتنی میگفت :
غم های کوچک پر حرف اند، غم های بزرگ لال.
میترسم که لال شده باشم ..
- کنار ساحل زندگی ام نشستم و با لیوان آب دریای بدبختی ام را خالی میکنم ، به امید روزی که دریای متصل به اقیانوس دنیا خشک شود.
- محبوب من ؛
آنقدر غمگینم امروز که دلم میخواهد همه چیز را فراموش کنم و هقهق کنان، چنان کودکی سرم را در سینهات پنهان کنم.
- تومریس اویار