- عجیب نیست در مورد چیزهایی که بیشتر از همه راجع بهشان فکر میکنیم
کمتر از همه حرف میزنیم !
- وانمود میکردم به چیزی جز او مشغولمو مجبورم او را بگذارم و به سراغ خوشی های دیگر بروم
اما فقط به او فکر میکردم و بس
- من به تنهایی معتاد بودم
اگر هرروز کمی با خودم خلوت نمیکردم ؛ مثل این بود که ضعیف تر میشدم
چیزی نبود که به آن افتخار کنم اما وابسته اش بودم
تاریکی داخل اتاق برایم مثل نور آفتاب بود...