حسش شبیه به اینهکه انگار سالها ازش گذشته ولی تازهست. تموم نمیشه. آروم نمیشه. کم نمیشه. محو نمیشه، فراموش نمیشه. و توی تمام روند تازهست.
آنقدر تجربیات مهم زندگیام را در تنهایی
گذراندهام که هنگام مرور خاطراتم، به جای آنکه با آدمهای مختلف مواجه شوم، با تنهاییهای گوناگون خود روبهرو میشوم.
درسته که قراره از اینجا برم ولی شماها تا آخر عمرم بهترین رفیقام میمونید.🫂🫀
اتاقی برای گریه؛
من داشتم زندگی میکردم که یهو زندگی گفت برگرد نوبت منه:)
من داشتم زندگی میکردم که یهو زندگی گفت برگرد نوبت منه:)
ولی نمیدونم چرا ول نمیکنه پاره شدم
یکمم بزاره من بکنم