هدایت شده از پُستچے . چنل تلگراممون رو دیدین؟ بیو هست
نامه ای از طرف شما:
سلام. احوال شما را نمیپرسم چون میدانم میگویید به من ربطی ندارد.
اما از خودم که بگویم؛
برای همیشه در عالم رها شدهام. من با سوالاتی بیانتها تا مقصدی که معلوم نیست کجاست هر روز میروم و میآیم.
حتما یادت رفته، ما قرار بود عالم را جا به جا کنیم اما الان خودم یک گوشهی دنیا افتادهام. ما یکسال به ظاهر و سالها در باطن با هم آشنا بودیم. زندگی ساختیم برای خودمان. آجر به آجر جلو رفتیم.
هیچ جوابی برای هیچ کدام از اینها نمیخواهم، چون دیگر برای یک طرف ماجرا مهم نیست.
ولی بسیار دلم میخواهم بدانم چه شد که در عرض یک ماه، همه چیز رنگ باخت. مگر میشود؟ چگونه تو توانستی؟ یعنی هیچوقت دلت نسوخت به حال کسی که میدانستی همه وجودش دوست داشتن تو بود؟
مگر تو میتوانستی یکباره آن بودی و این شوی؟
راستش من باورم نمیشود، هنوز خوابت را میبینم با اینکه عمیقاً دلم میخواهد نبینم. شبها با صدایت از خواب میپرم و دیگر خوابم نمیبرد. هنوز بعضی از دوستانم را که میبینم سرشب تلفن به دست به کسی زنگ میزنند، یک سمت دلم شماره تو را میخواهد بگیرد. یکدفعه واقعیت سیلی به صورتم میزند که او دیگر نیست.
یک زندگی دیگر شروع کردهای و من هنوز باورم نمیشود. یک شب خواب دیدم مردهای، من سر قبرت گریه کردم اما هنوز باورم نشد با تو غریبه شدهام.
این پیام، مستقیم نیست که از جواب دادن ابا داشته باشی. یکبار برای همیشه، خواهش میکنم که این سوال بی جواب را پاسخ بده و برو.
چرا که خودت میدانی بیجواب گذاشتنش بدترین نوع شکنجه برای من است. نام این شکنجه امیدوارکردن است.
دِ وو ؛
نامه ای از طرف شما: سلام. احوال شما را نمیپرسم چون میدانم میگویید به من ربطی ندارد. اما از خودم که
بدترین شکنجه امیدوار کردن است.
خدا شاهده دو دقیقه اومدم سرمو بزارم رو بالشت که بخوابم هفت هشت بار گوشیم زنگ خورد دو نفرم اومدن تو اتاق
دِ وو ؛
فردا یه دوره/اردو یه روزه از طرف انجمن اسلامیه که برنامشو کلا من و دوستانم چیدیم. بریم ببینیم چه شود
از مربی انجمنمون همین بس که امروز داشتیم سه چهار نفری فیلم زخم کاری و جوکر زنان رو تحلیل میکردیم✅
بابا وقتی ازت خوشم نمیاد چرا هی تلاش میکنی بم بچسبی و نزدیک شی؟ خب خوشم نمیاد دیگه.
New Recording 146.m4a
زمان:
حجم:
4.8M
تو هیئت ما مداح هندی هم میخونه😕
خودشم خندش گرفت-