دِ وو ؛
تنها چیزای خوب امروز آزمون آمار، عکاسی با دوربین برای اولین بار تو یه مراسم و یه نینی بچلونی ای بود
بغلی ترین نینی ای بود که دیدم با اون کاپشنش
هیچیم نمیگفت
Radio Chehrazi17.mp3
زمان:
حجم:
6.8M
پاییز عزیز رو با این پادکست به پایان می رسونیم.
“شب”
پاییز رو به پایان است، درختان برهنه
دستهای خالیام پر از لحظههای تنه
این برگهای زرد که در هوا رقصیدند
حالا تنها خاطرهای از روزهای خالیاند
یادِ آن نسیمهای ملایم و سرد
که در دلِ شب، با خود هزار اندوه آورد
نه، این پایانِ پاییز نیست، آغازِ بهاریست
که در دلِ زمستان، خوابِ شیرینی را به دوش میکشد
ولی این پاییز، در دلِ من ماندگار است
با رنگهای دگرگونش، یادِ تو در آسمان، پر از سوال است
میروم، میگذرم، اما یادِ تو میماند
به یادِ پاییز، جایی در دل، همیشه جوان میماند
پاییز تمام شد، برگها در آغوش باد
رفتند و تنها خاطراتشان بر جا ماند
سایههای بلند، یادگاری از روزهای گذشته
که در سکوت زمستان، سرد و خاموش میماند
رنگهای زرد و قرمز، در دلِ خاک مدفون
چند صباحی بود که درختان در خود میرقصیدند
حال، در سکوت شب، برگهای خشک به آرامی
روی زمین میافتند، داستانی به پایان میرسد
باد، صدای پای برگها را با خود میبرد
و در دلِ شب، سکوتی پر از راز و سوال به جا میگذارد
پاییز، همچون نقاشی، از رنگها و فرمها
حس و حالی از گذر زمان به دل میآورد
اما پاییز به پایان نمیرسد،
بلکه در دلِ زمستان، جوانهای از آن سر بر میآورد
فصلهای دیگر میآیند، اما خاطرهاش همیشه باقی میماند
چرا که پاییز، گاهترین لحظهها را در دل میسازد.