دِ وو ؛
دوباره اشکِ خداحافظی،رسیده به دامن دوباره لحظه ی تردید،بین رفتن و ماندن و باز مثل همیشه،در آستانه ی
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
بچه ها این شعر رو نماهنگ کردن:))))))
شعر وداع های من:))))))
یکی از اثراتی که «گذر زمان» روم گذاشت این بود که خوب بقیه رو نگاه کنم. به ذهن بسپارم. دیگه برام مهم نیست مثل اونباری که یکی گفت (فلانی نرگس امروز خیلی بت نگاه میکرد حواسم بود). نگاه میکنم و سعی میکنم ضبط کنم چون میدونم به زودی دلم تنگ میشه. برای همه چیز.
دلم تنگ میشه برای هر تن صدایی. برای هر نگاهی. برای هر همکلامی. برای هر لبخندی. برای هر لبخندی.